خداوندا شکر میگویم تورا بخاطر رزق و روزی ک ب بندگانت عطا کردی . خداوندا چقد زمینت را وسیع و زیبا گردانیدی امروز ک ب فضل تو و یاری بنده های خاص و معصومت و مرام پدرم راه افتادیم ب سمت سنگین ترین سرزمین در جهان کربلای معلی احساس میکنم مانند پرنده ای از قفس رها شده ام و در اسمان وسیعت شروع به پرواز کرده ام هرچه دور تر میشوم احساس بیشتری میکنم ب ازادی. کاش میتوانستم همه چیز را رها کنم و در زمین پهناورت سیر و سفر کنم و ببینم زیبایی و جم را اما چه کنم ک دل اسیر است... خداوندا لطف تو شامل خانواده من است چرا که سایه پدرم را بر مادرم و برادرانم قرار دادی خداوندا اگ باشم یا نباشم در زندگی خانواده ام و دوستانم تغییری ایجاد نمیشود مرگ حق است شهادت لطف است دعای من و خواسته ی من از ته قلب شهادت است و حال ک مرا در مسیر کربلا قرار دادی لطفت را شامل حالم قرار ده اما قبل از ان با تمام گناهانم و بدی هایم به امید مهربانیت و بخششت نگرانی دارم و عاجزانه در خواست میکنم ک ای خدای بزرگ تو خود شاهدی و خود میدانی ک دختری در تهران برایم عزیز است و محبتی از جانب تو نسبت ب او در قلبم وجود دارد دختری مظلوم ک شاید زیر بار فشار دنیا کمر خم کرده باشد الهی به کرم و بخششت اورا بیامرز و گناهانش را بپوشان .. خداوندا با توکل بر تو همیشه تلاش تا در حد بنده کوچکت و در حد علم محدود و کمم با کمک از آیات نورانی تو و احادیث معصومینت اورا راهنمایی کنم خداوندا اگر شهادت را روزی ام قرار دادی اورا ب رحمت و حکمت تو میسپارم تا اورا به راهی ک منتهی ب رضایت تو و سعادتش است هدایت کنی و اگر لایق شهادت نبودم کلماتی را بر زبانم جاری کنی و مرا در عین بی لیاقتی وسیله ای قرار دهی تا حق را ب او منتقل کنم و قلب او را آنگونه کنی ک پذیرای حق باشد یا لطیف... 24/8/95

مشاهده متن کامل ...