خلاصه جدیدترین بهترین اطلاعات، اخبار فارسی را به صورت لحظه ای در خلاصه بخوانید

چهارصد و سی و 6 "روز از نو..."
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهارصد و سی و 6 "روز از نو..." چهارصد و سی و 6 "روز از نو..." - همینطور ,وزارت کشور
درخواست حذف اطلاعات
دارم خاطراتم رو از دوران راهنمایی که یکم دستمون برای غیبت و این داستانا باز شده بود, مرور میکنم... تا جایی که یادمه نزدیک عید که میشد میگفتیم فردا نیایم, بعدا میفهمیدیم فقط دو سه نفر غایب بودن یکیش من! دبیرستان هم همینطور, کارشناسی هم همینطور, الانم همینطور!! قبلا فکر می شانسِ منه که با این جور آدما هم کلاس میشم, الان فهمیدم زهی خیال باطل! اینا تعدادشون زیاده و پراکنده شدن کلا. موضوع درس و کلاس که خیلی پیش پا افتاده س, شما تعمیم بده به بقیه ی چیزا ببین چی میشه... اینا همونایی هستن که میشینن راجع به حرف میزنن, بعد میگیم بیاین در اعتراض بریم جلو وزارت کشور کنیم, میریم میبینم تک و تنها وایستادیم جلو وزارت کشور!!! پ.ن: این روزهای ایران عجیب شبیهِ مزرعه ی حیواناته..

مشاهده متن کامل ...
چهارصـــد و 33 "درس و برف و خاطره بازی"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهارصـــد و 33 "درس و برف و خاطره بازی" چهارصـــد و 33 "درس و برف و خاطره بازی"
درخواست حذف اطلاعات
کلی کار برای انجام دادن داشتم! الان تقریبا تموم شد! چرا تقریبا؟ چون باید راجع به نتیجه ی انتخابات در بازارهای بورس مقاله بنویسم. خودم مینویسم؟ معلــــومه که نــــــــه!!!! نصفه شبی، خسته و کوفته! همین که دارم نتیجه ی چندتا مقاله رو کپی میکنم خودش کلی زحمته. برف که میاد خوشحال... این فکرِ جدید مثه خوره افتاده تو مغزم، داره مغزمو میخوره. عملی ش زمان می بره و من عجله ی ذاتی ای برای تموم شدن کارها دارم. فکر میکنم بهش، اصلا از ذهنم نمیره، خیلی سخته اینطوری نمیتونم درست تمرکز کنم. پ.ن: اردی میاد یه مسیج میده و سلام و احوال میکنه و میره! یکم دیرتر جوابشو میدم مثه مختار ثقفی کمرِ همت به انتقام میبنده!

مشاهده متن کامل ...
چهــارصــ ــــــــــــ......د و ســــــــی و پنج "چه کنیم؟"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهــارصــ ــــــــــــ......د و ســــــــی و پنج "چه کنیم؟" چهــارصــ ــــــــــــ......د و ســــــــی و پنج "چه کنیم؟"
درخواست حذف اطلاعات
شماها هم مغزتون درد میگیره وقتی زیاد فکر میکنید؟ چرا معمولا هیچ وقت ی نیست که من حرفامو راحت بهش بزنم و خلاص بشم از سنگینی این همه حرف نگفته؟ چرا همیشه باید با خودم حرف بزنم؟ مغزم خسته میشه... خیلی سخته که بدونی برای کاری که میخوای انجام بدی حداقل باید 1 سال تا 1/5 سال صبر کنی که تازه قدم اول رو برداری... (صدای مخملی همایون شجریان تو ذهنم پخش میشه : دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من) هنوز حرف نزده، فکرامو برای پایان نامه کتلت کرد :/

مشاهده متن کامل ...
400 و سی و دو "امیدوار"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و سی و دو "امیدوار" 400 و سی و دو "امیدوار"
درخواست حذف اطلاعات
هم چنان امیدوار, ضمن اینکه حرفای ثمین اینقدر قشنگ بود که اصلا دلم نمیاد بهش اعتماد نکنم..., خوشحالم که ضبط حرفارو, حالا هی هر از چند گاهی میزنم صداشو میشنوم روحیه میگیرم... یه راه در رو هم پیدا مخصوص درس نخون هاییِ مثه خودم :)) تزِ ارشد هم که قراره حسابداری سبز باشه :)

مشاهده متن کامل ...
400 و سی "به ما چه, والا!"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و سی "به ما چه, والا!" 400 و سی "به ما چه, والا!"
درخواست حذف اطلاعات
به من چه که رئیس جمهور کیه, حالا شما هزار بار بیا بگو کشور قدرتمندیه که تصمیماش رو همه ی دنیا تاثیر داره! بزرگوار! تاثیرش از ی های مسئولای کشورمون بیشتره؟؟ شما که به سواری دادن عادت کردی و خداروشکر میکنی که با فوق لیسانس تی وضعیت زندگیت در حدِ بخور و نمیره و هنوز نمردی! شما رو چه به حرف زدن راجع به انتخابات امریکا؟!

مشاهده متن کامل ...
400 و 20 و 8 " دوباره"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و 20 و 8 " دوباره" 400 و 20 و 8 " دوباره" - دوست داشته
درخواست حذف اطلاعات
اینکه داره ماجرای چند سال پیش دوباره تکرار میشه ناراحت کننده نیست! اینکه اییین همه فاصله و از طرف من وجود داره خیییییلیییی ناراحتم میکنه, خیلی. بی قرارم, به چی فکر کنم؟ چقدر فکر کنم؟ حالم گرفته س... این فاصله رو هیچ جوره نمیتونم کم کنم, هیچ هم حرفمو نمیفهمه, هیچ ! حتی ی رو ندارم براش حرف بزنم. چون حتی نمیتونم توضیح بدم! میخوام براش مثال بزنم شاید بفمه, میگم: فکر کن یه نفرو دوست داشته باشی که اون ور دنیا زندگی میکنه و مطلقا هییییچ راه ارتباطی ای باهاش نداری! چیکار میکنی؟؟ میگه چرا باید همچین ی رو دوست داشته باشم؟؟ خدا, مرسی.

مشاهده متن کامل ...
چهارصد و بیست و شیش "منِ 14 ساله"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهارصد و بیست و شیش "منِ 14 ساله" چهارصد و بیست و شیش "منِ 14 ساله"
درخواست حذف اطلاعات
وقتی یادگرفتم که آرزوهامو بنویسم 14 سالم بود, اصرار داشتم اگه بنویسمشون زندگیم با یک بند نامرئی بهشون وصل میشه و حتما و حتما یه روزی منو به اون آرزوها میرسونه... دیروز وسط اسباب کشی یه کارتن قدیمی دیدم که 4 سالِ پیش چندتا از دفترا و نوشته هامو گذاشته بودم توش, یه زمانی برام حکم گنج داشت اما 4 سال بود فراموشش کرده بودم. حاضرنیستم با خودِ اون دورانم رو به رو بشم, همه رو ....

مشاهده متن کامل ...
چهارصد و بیست و 5 "#یه_روز_خوب"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهارصد و بیست و 5 "#یه_روز_خوب" چهارصد و بیست و 5 "#یه_روز_خوب" - دوست ,پیدا
درخواست حذف اطلاعات
تو جدید دوستای خوبی پیدا شکرِخدا. دوست جون میگفت دوره ی ارشد دوستا صمیمی نیستن. اما من حداقل یدونه دوست خیلی خوب و دوتا دوست خوب و یک رضوان و یک ی نازنین پیدا . همه چی خوبه. به جز اینکه باید اقرار کنم قبلیمون خیلی بهتر بود. چند وقتِ پیش با خاتون حرف میزدم, هر دومون معتقد بودیم که دیگه از ما گذشته این حرفا, واسه همین موقع برگشت که "م" و "ف" و "س" در مورد همکلاسی های پسرمون صحبت می من ترجیح دادم در حالی که از 4 طرف دارم له میشم حواسمو جمع کنم مبادا ایستگاه رو اشتباهی پیاده بشم.

مشاهده متن کامل ...
400 و بیست و 4 "زندگی بدونِ چای"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و بیست و 4 "زندگی بدونِ چای" 400 و بیست و 4 "زندگی بدونِ چای"
درخواست حذف اطلاعات
2 هفته ی پیش تصمیم گرفتم یکم ورزش کنم تا اثرات خوش گذشتن های چند وقته رو آب کنم! روزی 15 تا به زور اسکات میزدم, 3 روز اول پاهام جوری گرفته بود که لنگ میزدم, اونم فقط به خاطر 15 تا اسکات! و چنان نفسم میگرفت و قلبم تند تند میزد انگار کوه کنده باشم! همونو ادامه دادم! روزی 15 تا به زور! الان تو یک دقیقه بیشتر از 20 تا میزنم... چرا این همه سال رو از دست دادم؟؟؟ از فردا رژیمم شروع میشه و من نباید چای بخورم!!!! الله و اکبر!!! واسه خودش یه جهادِ. پ.ن: هم ی عزیزی که حتی ندیده بودمت... روحت شاد و قرین رحمت الهی.

مشاهده متن کامل ...
400 و بیست و دو " دوسر کافر"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و بیست و دو " دوسر کافر" 400 و بیست و دو " دوسر کافر" - برایم
درخواست حذف اطلاعات
کافر نشدم! فقط برایم مهم نیست که شما به خاطر عشق به حسین چقدر صجه میزنید! اصلا برایم مهم نیست چند دیگ غذای نذری بار میگذارید! برایم مهم نیست چند شب در حسینیه ها بانی هستید. کاش به همین اندازه برای شما هم مهم نبود! مهم نبود که چرا من سیاه نمیپوشم, چرا میخندم, چرا سر و صورتم را خونی نمیکنم که ای وای مولایمان را کشتند! بفهمید! مولایتان برای حفظ دینش کشته شد, شما پا بوسیِ تمام سرانِ مملکت را میکنید بلکه گوشه چشمی به زندگی شما هم داشته باشند تا از ته مانده ی بیت المالی که هر روز نشخوار میکنند به شما هم چیزی برسد! من نمیخواهم مثل شما حیوان باشم! پ.ن: خطاب به از ما بدترون.

مشاهده متن کامل ...
420 "بیشعور"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 420 "بیشعور" 420 "بیشعور"
درخواست حذف اطلاعات
بیشعور کیست؟؟ ی که به خاطر عشقش به ارباب!! حسین, تا همین الان با صدای نوحه ای که تقلیدی از آهنگ سامی بیگی است, آرامش بقیه رو میگیره و توجیهش اینه که یه 10 روز تحمل کنید! اینا همونایین که تو ترافیک همت اگه یه آمبولانس بخواد بره بهش راه نمیدن میگن الکی آژیر میکشه که راه خودشو باز کنه, اونوقت ادعاهای روشنفکریشون روی کافه گردای انقلابو تاتر شهرو سفید کرده!

مشاهده متن کامل ...
400 و 17 "به همین سادگی"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و 17 "به همین سادگی" 400 و 17 "به همین سادگی" - نکنه ,همین سادگی
درخواست حذف اطلاعات
میخوام خوشبین باشم! دارم فکر میکنم 80% حال گرفته ی من تو شرایط مختلف فقط و فقط به خاطر فکرای منفیمه! + نکنه نشه! نکنه اشتباه کرده باشم, نکنه نتونم! نکنه... - به درررررررک! + واقعا؟ - آره! به درررررک! + آخیش, الان حالم بهتره. پ.ن به همین سادگی زندگی رو به کام خودتون و اطرافیانتون شیرین کنید, با یک "به درک" بی چون و چرا :)

مشاهده متن کامل ...
400 و هجده "محرم"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و هجده "محرم" 400 و هجده "محرم" - محرم ,قبول میکنه ,صدای گریه
درخواست حذف اطلاعات
خاطرات خوبی از محرم ندارم! کوچیکتر که بودم ماه محرم سرد بود, عید بود, دوباره سرد بود... صدای گریه, مخصوصا صدای گریه نوزا که جورِ اعتقاد خانواده شون رو میکشیدن و تو لباس حضرت علی اصغر با سربند یا حسین رو دستای ماماناشون بلند میشدن! سوز سرمایی که به صورت میخورد, پاهایی که به خاطر یک جا نشستن و اغلب دو زانو نشستن کلی درد میگرفت. لباسای سیاه, چهره های بد عنق! حالا بزرگ شدم و هنوزم احساسم خوب نیست. پارسال تصمیم گرفتم به جای اون عزاداری ای که از روی دل نیست بشینم کتاب بخونم درباره ی حسین و لهوف رو خوندم. امسال تکرارش میکنم و نذرمم اهدای کتاب به کتابخونه س. سیدال یی که درموردش خوندم و شنیدم قبول میکنه, خداش حتما قبول میکنه آمین!

مشاهده متن کامل ...
چهارصدو پانزده "یو بی سی"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهارصدو پانزده "یو بی سی" چهارصدو پانزده "یو بی سی"
درخواست حذف اطلاعات
رفتم ubc ! اصلا تو مخیله م نمیگنجه, فکر میکنم کلِ قبلیم اندازه ی یکی از دانشکده های اینجا بود! چقدر آرزوهام زنده شد. پ.ن: خب به هر حال وقتی شرایط عوض بشه آدما هم عوض میشن, چند وقته که میدونستم که یکی دیگه از دوستامم حضورش باید کمرنگ بشه!

مشاهده متن کامل ...
چهار صد و دوازده "اول مهر"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهار صد و دوازده "اول مهر" چهار صد و دوازده "اول مهر" - امتحان
درخواست حذف اطلاعات
پاییز حال غریبی برایم دارد! خ نکرده یاده همان اراجیف عشقی نیوفتاده اید که؟؟!! نه؟! خب خدا پدرتان را بیامرزد! کز کرده ام کنار پریز برق چون موبایل ف نی ام شارژ ندارد! پنجره باز است و هوای سرد به صورتم میخورد! شب است و اتاق تاریک, از پنجره ی اتاق ساختمان های بلند دیده میشود که چراغ تعداد قابل توجهی از اتاقهایشان روشن است! سردم میشود! میخزم زیر پتو و به شروع سال های تحصیلم فکر میکنم! به درس های جدید, به استرس امتحان ها, به نگرانی از بابت مشق ها, به برف و امتحان ترم اول, یاده دوره ی راهنمایی ام افتاده ام! به ماه رمضان و امتحان های ترم اول که بعد از سحری بیدار میماندم تا درس هارا مرور کنم! این حجم از استرس برای 6 امین سالی که دیگر دانش آموز نیستم, فراتر از حد انتظار است! خدا رحم کند.

مشاهده متن کامل ...
401 "رویا"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 401 "رویا" 401 "رویا" - نامه ,روانشناس
درخواست حذف اطلاعات
روز گذشته, سعی برای یک روانشناس نامه ای بنویسم از مسئله ای که این روزها به تنهایی از پس حل آن برنمی آیم! امیدوارم بدانید منظورم از نامه ایمیل است! خ مگر در شهر شما هنوز صندوق پست هست؟ ضمن اینکه اگر از آن دسته افرادی هستید که "روانی بودن" را شرط لازم برای مراجعه به روانشناس میدانید, هر مدرکی که دارید چالش کنید و مطمئن باشید سواد ا اما شعور نمی آورد و در قدم بعدی حتما به یک روانشناس مجرب خودتان را نشان دهید چون حتما روانی هستید با این طرز فکرتان!!!!! القصه زمانی که نگارش نامه تمام شد آن را خواندم, در ری از ثانیه تصمیم عوض شد و یک نامه ی دیگر با اقتدا به مولانا نوشتم, در نامه ی دومم اثری از مشکلات نبود, همه حل شده بودند, زندگی خوبی داشتم و از خانه ی 3 طبقه ام در هاوایی و اتاق مخصوصم که مشرف به دریاست درحالی که پشت میز نشسته ام و چای میخورم راضی بودم(فانتزی های خودم, به خودم مربوط است). نامه ی دوم که تمام شد چنان حس خوشایندی وجودم را فراگرفت که قابل وصف نبود, نصف العیشم تکمیل بود و من با همان دوز کم کیفور بودم که اتفاقی که نباید, افتاد! از رویایم آمدم بیرون و دوباره برگشتم به همین زندگیِ اگر جانب ادب را رعایت کنیم و نگوییم ت..ی باید بگوییم نکبتی!! هرچند به اندازه ی کافی محظوظ نشدم اما به حدی به من انگیزه داد که باور ابعادی از زندگی هم زیباست.

مشاهده متن کامل ...
400 و 2 "اکتشاف"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 400 و 2 "اکتشاف" 400 و 2 "اکتشاف" - داوود رشیدی
درخواست حذف اطلاعات
دو برخورد ی ان! دوستم ع ی که از مهران مدیری در حال سیگار کشیدن منتشر شده رو دید و شروع کرد به انتقاد و توهین و محکوم به نالایقی! عده ای ع از داوود رشیدی در کنار رو دیدن و دارن با هشتگ داوود رشیدی مرد اما فردین هنوز نمرده حتی بعد از مرگش, شیر میکنن! دلیل برخورد ی ان؟ هردوشون نه تنها سلیقه ی شخصی رو مبنای قضاوت قرار میدن که نظرشون رو از طرف "مردم" بیان میکنن! خواهرم برادرم! از طرف خودت حرف بزن!

مشاهده متن کامل ...
چهارصد و شیش " پیوستن به کمپین "
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - چهارصد و شیش " پیوستن به کمپین " چهارصد و شیش " پیوستن به کمپین "
درخواست حذف اطلاعات
(در حالی که دست راستم را به ح سوگند یاد بالا می آورم) بین این همه و ی و نامردی کوچیک و بزرگ, من از همین تریبون قول میدم خوب باشم! البته درسته مثل یک ریز گرد وسط یک گردباد بزرگم, اما دوستان مستحضر هستن " اثر پروانه ای " مضمونش چیه؟! #کمپین_من_انسان_میمانم. پ.ن: لطفا!

مشاهده متن کامل ...
407 "دوست قدیمی"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 407 "دوست قدیمی" 407 "دوست قدیمی" - دلمان برای
درخواست حذف اطلاعات
دلم برای مقطعی از گذشته ی زندگی ام تنگ شده! امیدوارم حتی یک لحظه ام دوران کودکی و بازی و خونه ی مادربزرگه و این صحبتا به ذهنتان خطور نکرده باشد که در اینصورت دلگیر میشوم!!! والا به خدا! کی حوصله ی آن دوران را دارد؟ دوره ای از زندگی ام اعتقاد به خدا خیلی برایم مهم بود! حکم نان شب را داشت, باهم حرف میزدیم, درخواستهایم را جواب میداد و کمکم میکرد, دلمان برای هم تنگ میشد و حتی پیش می آمد باهم چای بنوشیم! الان؟ د ده ایم, هر دومان! دلمان برای هم تنگ که نمیشود هیچ, ترجیح میدهیم از آنطرف برویم که چشممان بهم نیوفتد! البته برای من اون تنها دوستی بود که میتوانستم حرفهایم را تمام و کمال بزنم!

مشاهده متن کامل ...
410 "مدینه فاضله"
من و خط خطی های ذهن و خاطراتم - 410 "مدینه فاضله" 410 "مدینه فاضله"
درخواست حذف اطلاعات
مهد تمدن جاییه که: تحت هر شرایطی ماشین ها ترمز میکنن که عابر پیاده رد بشه! جنس فروخته شده پس گرفته میشود حتی اگه مواد غذایی باشه و تو یه بخشیشو خورده باشی ! هرچیزی بپوشی هرکاری ی بازم ی بهت زل نزنه و اصولا نگاه زیاد به آدمای گذری بی احترامی تلقی بشه! بگذریم از بقیه ی مزایاش!

مشاهده متن کامل ...
آخرین عناوین جستجو شده
چند توصیه به عروس خانم ها برای چیدمان منزل خدمات مختلف تولید یاری شیری افزایش تولیدی اقتصادی درمورد مرغداری محصولات زراعی استقلال اقتصادی تحقیق درمورد تحقیق درمورد مرغداری چند لحظه با 1 پارتیشن پاراوان پاروان قیمت اداری پارتیشن اداری قیمت انواع پارتیشن تکجداره اعطای نمایندگی ترین زمان شرایط مناسب پرداخت انواع وام طلائی از 20تا 200 آیانیازمند انواع باربری پارک وی حمل اثاثیه منزل در پارک وی یازده مرداد ۹۷ کنکور و باقی قضایا ثبت نام آزمون کارشناسی ارشد سال مقدار لازم برای درست مایع حباب ساز معنا در مانی چیست آهنگ جدید محمد رضا ساعی به نام آسمونای شمال درجه ی مقاومت سایشی authentic australia nba jerseys outlet he didn t make his debut فکر خیلی از سواد بهتر است تاکید استاندار خوزستان بر سرعت بخشی تکمیل واحد فولادسازی شرکت فولاد شادگان طرح درس روزانه و سالانه آمادگی دفاعی دهم ساعت زیبا زمان دارای دستبند میباشد گارانتی تعویض نصب مارکت ک نت مخمس امپراطور به غزل فرشیدورد زندگی نامه حسین شریعتمداری بهترین آ ین هفته داستان در مورد ضرب المثلتوانا بود هرکه دانا بود deportivas asics mujer baratas آهنگ جدید پیمان سهر به نام عشقم نرو رتبه قبولی داروسازی آزاد و ظرفیت مازاد خودگردان در سهمیه ایثارگران مهدی مرادپور انرژی درمانی لوگوی بانک ملی خندوانه 11 داد معنی جمله سرگشته محضیم در این وادی حیرت عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This
تمامی مطالب و اخبار سایت خلاصه به صورت اتوماتیک و در لحظه از بلاگها و وب ســــایتهای ایرانی دریافت میگردند و با درج لینک مرجع نمایش داده میشود. در صورت انتشار هر گونه محتوی خلاف قوانین ایران، مسولیت آن بر عهده منبع خبر میباشد. ثبت درخواست حذف اطلاعات با کلیک بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ امکان پذیر میباشد.
Copyright © Kholase All Rights Reserved.