در مجموعه سخنان علی(ع) مواردی را می توان یافت که در آنها به عوامل فروپاشی حکومت ها پرداخته شده است که در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می شود: 1. ستم گرى‏ و خون ریزى ناروا علی(ع) ظلم و ستم را از اساسی ترین عوامل سقوط و تباهى ت ها و جوامع بشری معرفى می کند و سرنوشت محتوم ستم کاران را نابودى، و از دست رفتن قدرت استبدادی آنها می داند؛ آن حضرت در سخنانی می فرمایند: «بدترینِ حکمرانان، انی اند که بر شهروندان خود، ستم روا دارند».[1] « ی که بر شهروندان خویش ستم ورزد، مخالفان خود را یارى رسانده است».[2]‏ « ی که با شهروندان خویش با ستم رفتار کند، خداوند، تش را نابود می کند و نابودى و هلاکت او را سریع سازد».[3] «هیچ پادشاهى نیست که خداوند، به وى نیرو و نعمت ارزانى دارد و او آن را در ستم بر بندگان، به کار گیرد؛ مگر آن که بر خداوند است که آن را از او باز ستاند. نمی بینى که خداوند فرموده است: "در حقیقتْ خداوند، حال قومى را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند"[4]».[5] على(ع) در سفارش نامه اش به مالک اشتر می فرماید: «بپرهیز از خون ها و ریختن آنها به ناروا؛ چرا که چیزى مانند ریختن خون به ناحق، کیفر را نزدیک نسازد و گناه را بزرگ نگردانَد و نعمت را نَبَرد و رشته عمر را نسازد، و خداوندِ سبحان، در روز رستاخیز، آغاز کننده داورى بین بندگان در خون هایى است که از یکدیگر ریخته اند. چرا که در آن، قصاص باشد؛ و اگر دچار خطا گشتى و تازیانه یا شمشیر یا دستت، در کیفر، زیاده روى کرد یا به مشت زدن و یا بیشتر از آن، [ناخواسته‏] مرتکب قتلى شدى، گردنکشى و غرور قدرت نباید تو را وا دارد که خود را برتر دانى و خون بهاى کشته شده را به خانواده اش نرسانى».[6] 2. تدبیر نادرست‏ ت مردان باید مدبّر و عاقبت ش باشند و رفتارهای و اجتماعی شان با احاطه بر اوضاع و احوال و تحلیل درست از حوادث آینده باشد. بر اساس این ویژگى هیچ گاه آنها منفعلانه تابع و دنباله رو حوادث نمی شوند تا به هلاکت برسند، بلکه به صورت فعال، حوادث را رصد کرده و تصمیم مناسب را اتخاذ می کنند على(ع) در سخنانی می فرماید: «تدبیر نادرست، سبب هلاکت گردد».[7] «آفت پیشوایان، سستى و ناتوانىِ سیاسى است».[8] « ی که تدبیرش [از جامعه‏] عقب افتد، نابودی اش جلو افتد».[9] 3. خ مگى و امتیازخواهی خ مگی و امتیازخواهى حاکمان و اطرافیان و حامیان آنها یکى از آفات مهم هر حکومتی است، البته در امورى که همه مردم باید در آن ی ان باشند، و آنها بیش از حق خود سهم خواهى می کنند؛ چیزى که افکار عمومى را بر ضد آنها می شوراند. این همان چیزى است که در زمان ما به عنوان رانت خوارى (امتیاز ویژه طلبیدن) مشهور شده است! ‏ على(ع)، مالک اشتر را از این کار به شدت برحذر می دارد و می فرماید: «بپرهیز از امتیازخواهى‏ در آنچه مردم، در آن ی ان اند؛ و بپرهیز از غفلت در آنچه بدان توجّه شود، از آنچه در دیده ها نمایان است؛ چرا که آنچه به ناروا گرفته باشى، به دیگران برگردد و به زودى، کارها از پیش دیده ات برداشته شود و داد ستمدیده را از تو بستانند».[10] همچنین آن حضرت درباره عثمان فرمود: «در سخنی کوتاه، روش او را براى شما بگویم: او به استبداد و خ مگى فرمان می داد و این، سبب تباهى کارها شد».[11] 4. به کار گماردن فرومایگان‏ و کنار گذاشتن نخبگان ‏ على(ع) می فرماید: «چهار چیز نشانگر رو به زوال بودن حکومت ها است: ضایع اصول [و مبانى‏]، چنگ زدن به فروع، به کار گماردن فرومایگان، و کنار گذاردن نُخبگان».[12] «نابودى ت ها در به کار گماردن مردمانِ پست است».[13] 5. اطاعت ن از و حاکم جامعه عوامل گذشته ناشی از سوء عملکرد حاکمان بود، اما در جامعه ای که حاکمان شایسته ای نیز دارد، ممکن است فروپاشی رخ دهد که عامل این فروپاشی خود مردم و نیز مدیران میانی می باشند. به عنوان نمونه با آنکه نقش یک شایسته، تدبیر در اداره حکومت، برقراری عد ، جلوگیری از پراکندگی و تشتت افراد جامعه و ایجاد وحدت میان آنها در صورت بروز هرگونه اختلاف و ... است، اما اگر اوامر و توصیه های چنین ی مورد توجه قرار نگیرد، عملاً نمی توان به دوام چنین حکومتی نیز امیدوار بود. علی(ع) می فرماید: «جایگاه چونان ریسمانی محکم است که مهره ها را متحد ساخته و به هم پیوند می دهد. اگر این رشته از هم بگسلد، مهره ها پراکنده و هرکدام به سویی خواهند افتاد و هرگز جمع آوری نخواهند شد».[14] و حاکم یک جامعه؛ چونان محور آسیاب می باشد که همواره افراد به دور او در گردش منظم هستند، به طوری که نبایستی هریک از مدار خود انحراف یابد که زیربنای آن فرو ریزد؛ علی(ع) به این حقیقت این گونه اشاره می فرماید: «من چونان محور سنگ آسیاب باید بر جای خود استوار بمانم تا همه امور کشور، پیرامون من و به وسیله من به گردش درآید، اگر من از محور خود دور شوم، مدار آن بلرزد و سنگ زیرین آن فرو ریزد».[15] [1]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق: درایتی، مصطفی، ص 410، قم، دفتر تبلیغات ی، چاپ اول، 1366ش. [2]. همان، ص 581. [3]. همان، ص 634. [4]. رعد، 11. [5]. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج ‏1، ص 68، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، 1412ق. [6]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 443، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق. [7]. غرر الحکم و درر الکلم، ص 399. [8]. همان، ص 279. [9]. همان، ص 593. [10]. نهج البلاغة، ص 444. [11]. همان، ص 73. [12]. همان، ص 800. [13]. همان، ص 392. [14]. نهج البلاغة، ص 203. [15]. همان، ص 175 – 176.

مشاهده متن کامل ...