ع نوشته عاشقانهع نوشته عاشقانهع نوشته پروفایل عاشقانه دو نفرهدلم، دریا به دریا، از تماشای تو می گیرد
دلم دریاست اما از تماشای تو می گیردجهان زیباست اما مثل مرد که با مهتاب
جهان رنگ تماشا از تماشای تو می گیردنسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید
طبیعت سهم خو درا از تماشای تو می گیردمگو سیاره ها بیهوده بر گرد تو می گردند
که این تکرار معنا از تماشای تو می گیردتو تنها با تماشای خود از آیینه خشنودی
دل آیینه تنها از تماشای تو می گیردفاضل نظریع نوشته عاشقانهع نوشته عاشقانه جدید و خاصچشمان مرا به چشمهایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . .ع نوشته عاشقانهجمله ع حرف های عاشقانه و رمانتیکوقتی تو باشی ؛ زندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست !
وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی !
وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم باشی ؛ طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است !
تو هستی ، برای من هستی ، تا آ ش همه هستی ام هستی !!!
حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم !
وقتی تو باشی ؛ عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو و می گذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلب هایمان !
وقتی تو گل من باشی ؛ باغچه خشگ قلبم بهاری می شود ، این دل از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا می شود !
وقتی تو عشق من باشی ؛ این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب می شود ، حضور تو در کنارم تنها آرزو می شود !
وقتی تو همدمم باشی ؛ دیگر تنهایی با من بیگانه می شود ، غم و غصه های دنیا در قلبم فراری می شوند !
تو باشی ؛ عزیز دلم باشی ؛ عشقم باشی ؛ دنیا برایمان بهشت همیشگی می شود !
وقتی تو باشی ؛ وقتی تو همه زندگیم باشی ، این دل فدای قلب مهربانت می شود ، چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت می شود !
وقتی تو باشی ؛ من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی !
پس با من باش ای عشق جاودانه ام ؛ بیا تا با هم بخوانیم ترانه عاشقانه ام را که برای تو سروده ام !
ای تو که بی تو بودن برایم خواب همیشگی است !ع نوشته عاشقانهع عاشقانه متن دارع نوشته عاشقانهجملات حرف های عاشقانه زیباهیچوقت
آﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
ﺑﯽ ﺧﻮﺩﺕ !دلی به وسعت دریای کدر نمی خواهم،
برای من دلی به شفافیت یک لیوان اب ،کافیست . . .حرام باد دوست داشتن ی که عاشقی سرگرمی اوست . . .جغرافیای کوچک من
همین چشم های مشکی توست
که هیچ چیز جایش را نمی گیرد . . .ع نوشته عاشقانهع های عاشقانه و رمانتیک خاصع نوشته عاشقانهاشعار عاشقانه زیباتو تنها دعای قشنگ منیمبادا ی از خدا بی خبر برای خودش آرزویت کنددستم را روی قلبم می گذارمخوشحال میشوم که قدمهایت را احساس میکنمعجب تفاهمی دارندصدای قدمهایت با صدای قلبمگفته بودی که چرا محو تماشای منیآنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنیمژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرودناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنیهمچنین بخوانید : متن عاشقانهع نوشته عاشقانهشعر رمانتیک عاشقانه جدیداین برگ های زرد
به خاطر پاییز نیست
که از شاخه می افتند
قرار است تو از این کوچه بگذریو آن ها
پیشی می گیرند از یکدیگر
برای فرش مسیرت..گنجشک ها
از روی عادت نمی خوانند،
سرودی دسته جمعی را تمرین می کنند
برای خوش آمد گفتن
به تو..باران برای تو می بارد
و رنگین کمان
ایستاده بر پنجه ی پاهایش
سرک کشیده از پس کوه
تا رسیدن تو را تماشا کندنسیم هم مدام
می رود و بازمی گردد
با رویای گذر از درز روسری
و یدن عطر موهایت!
زمین و عقربه ی ساعت ها
برای تو می گردند
و من
به دور تو!یغما گلرویی******شعر عاشقانه حافظما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم…ع نوشته عاشقانهجمله کوتاه عاشقانهع نوشته عاشقانهدلنوشته عاشقانه برای یارحتی اگر حرفی نبودشماره ام را بگیر و فقط بخندوقتی می خندی زمان می ایستدو در زیر پوستم انگار پرنده ایستکه برای رهایی پ ر می زندمیچکد عشق از بند بند انگشتانم
وقتی ریتم ناموزون زندگی را با تو خوش می نواز م نیست که آ ین ز له زندگی ات چند ریشتر بود
مهم نیست که در آن ز له چه چیزهایی از دست دادی
مهم این است که دوباره از نو بسازی :
جهانت را
زندگی ات را
باورت را
مهم شروع دوباره استهمچنین بخوانید : دلنوشته عاشقانهع نوشته عاشقانهدلنوشته رمانتیک و عاشقانه برای عشق و یارع نوشته عاشقانهع عاشقانه جدیداز نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،
اشک از چشمانم ریخت
و از چشمان خیسم فهمیدی
که عاشقت هستم
حس کن آنچه در دلم میگذرد ،
دلم مثل دل های دیگر نیست
که دلی را بشکند!
تو که باشی
چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،
تو که مال من باشی
چرا بخواهم از تو دل م!
وقتی محبتهایت ،
آن عشق بی پایانت
به من زندگی میدهد
چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با ی دیگر قسمت کنم ،
چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ،
انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم ب است ،
عشقت در قلبم بی انتهاست !
همین که تو در قلبمی
بی نیازم از همه ،
تو را میخواهم
و یک کلام فقط تو را ،
همین و بس!
دلم بسته به دلت ،
هیچ راهی ندارد
حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !
دیگر تمام شد ،
تو در من حک شده ای،
ای جان من ،
تو همه چیز من شده ای!
از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ،
از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ،
تا خواستم خودم را پیدا کنم
اسیر شدم ،
تا خواستم فرار کنم ،
عاشقت شدم!
از نگاهت خواندم تو همانی که من میخواهم ،
آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ،
که آ سر تو شدی مال من ،
شدی یار و عشق بی پایان من!
از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …
نگاهم کردی
و خو آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ،
و آ فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!
چه انتخاب زیبایی بود ،
از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ،
و اینک پیدا کرده ام تو را ،
تویی که دیگر مثل و مانندی نداری،
در قلبت جز من ،
جایی برای ی نداری!ع نوشته عاشقانهع های عاشقانه و رمانتیک زیباع نوشته عاشقانهشعرهای در وصف یارع نوشته عاشقانهجمله ع عاشقانه زیباع نوشته عاشقانهنوشته های عاشقانه بهترین دوست ها، از لحظات سخت زندگیبرات آلبومی از خاطره های رنگی می سازندآلبومی که هرگاه ورقش بزنی، خنده هایتتلخی رو توی خودشون حل کرده باشنداز دور تو را دوست دارم
بی هیچ عطری
آغوشی
نوازشی
و یا حتی بوسه ای
تنها دوستت دارم از دورزن ها از عادی شدن
از تکراری شدن
از مثل روز اول نبودن می ترسند!
گاهی زن ها را مثل روز اول دوست بداریدبخوانید : جملات عاشقانهع نوشته عاشقانهجملات کوتاه عاشقانه یار و عاشقیع نوشته عاشقانهمتن نگران من نباشحدیث آمدنت یک فسانه گشته بیا
نگاه بیم و امید آهوانه گشته بیا
نمانده یک سر سوزن فضای پروازی
گلوی عاشق ما بی ترانه گشته بیا
به خاطر دل پر مهر خود نه آب دیده ی ما
که در مسیر دعاها روانه گشته بیا
تو ای نسیم گذر می کنی چو از کویش
بگو که آسمان جفا بی کرانه گشته بیا
بدون ناز نگاهت هستی بخش
غزل سرودن ما بی بهانه گشته بیامهری مقدمیع نوشته عاشقانهع پروفایل عاشقانهع نوشته عاشقانهمتن عاشقانه و رمانتیکع نوشته عاشقانهع نوشته عاشقان می بمان!
کمی به من نگاه کن!
نگاهت تنها دلیل آرامشم است!
در چشمانم نگاه کن
دراین چشمان اشک آلود
که همیشه د ی رفتن تو
چشم انتظار به آمدنت بود
حال که دوباره آمدی ؛
چرا این چنین مرا از خود می رانی ؟
چرا چشمانت را از من نگاه می داری؟
دیگر تاب و توان سکوت ندارم
حس فریاد در من به اوج رسیده است
فریاد دوستت دارمِ صدایم را گوش کن
درحالی که حرفی نمی زنم
به چشمانم نگاه کن
حرفهایم را از نگاهم بخوان
آیا چیزی هست که در آن ببینی؟
آیا پاسخ دردهایم را در آن می ی ؟
آری این نهایت حرفهای من است
که در چشمانم جمع شده است
این کلماتی است
که زبانم یارای ادا آن را نداشت و ندارد
این سیل اشک های من نیست
که از چشمانم روان شده است،
این تمام حرف های من است
که روزی به تو گفته بودم
چه شد ؟
مگر حرف هایم چه بود ؟
چرا دوباره چشمانت را از من گرفتی؟
مگر نگاهم تلخی رفتنت را با مرگ آرزوهام به تصویر نکشید؟
مگر این نگاه خسته؛
خسته از فریادهای بی فرجام ؛
از روز های بی تو بودن
و از بی دلیل بودن رفتنت
و از نامهربانیت سخن نگفت؟
مگر تصویر زیبای صورت خودت را
در آ ین باری که درچشمانم نگاه کردی
و در آن به یادگار مانده است را ندیدی؟
چه بود که صورتت از شرم گلگون شد؟
چه بود که اشک از چشمانت جاری؟
شاید اکنون صدایم را در عین خاموشی زبانم می شنوی
شاید …
کمی بمان!
کمی به من نگاه کن!
نگاهت تنها دلیل آرامشم است!
مرا با نگاهت مهمان کن

مشاهده متن کامل ...