خلاصه جدیدترین بهترین اطلاعات، اخبار فارسی را به صورت لحظه ای در خلاصه بخوانید

حتی اگر نخوای....
قراری با دل - حتی اگر نخوای.... حتی اگر نخوای....
درخواست حذف اطلاعات
....از خونه فرار کرد....گفتم کجایی چند روزه دلمون واست تنگ شده ها..... حتی نگفتم دلم برات تنگ شده گفتم دلمون تنگ شده.... گفت مینا خودتی؟ مکث کرد...گوشی رو قطع کرد....برگشت خونه.... واقعا میخواست از من این حرف رو بشنوه؟ یعنی من اینقدر بدم که این حرف از زبونم اینقدر تاثیر بگذاره...؟ حالش خوب نیست....ذهنش ناراحته...هیچی یادش نمی مونه...... اگر نگم خدا خودش حواسش هست اعصابم د میشه....وقتی دلگرمیم اینه که حواسش هست دلم آروم میشه... دنیای مرد ها چقدر غم انگیزه!

مشاهده متن کامل ...
کیف آبی....پلیور قرمز
قراری با دل - کیف آبی....پلیور قرمز کیف آبی....پلیور قرمز - نداره ,دینا ,میشه ,گفتم ,نگاه نکنم
درخواست حذف اطلاعات
اگر محبت های ناگهانی اش نبود شکی نداشتم که ذره تفاوتی با دینا نداره. اما...اما عزیز من....تو میدونی که قبل از اینکه از ی خوشت بیاد بهت میگم که این آدم ارزش وابستگی و احساس رو داره یا نه.... گفتم نداره..تا حالا که نداشته....گفتم اون فقط همین چند لحظه ی برگشت حواسشش بهت هست....بیا بیخیالش شو.... نمیخوام تکرار بشه...خودتو از بدبختی نجات بده...از این فکر های روح تراش....بعد به فکر دیگران باش.... درسته خواهر نداره ولی خیلی آدم ها هستن که میتونن جای خواهرش رو پر کنن....بیا بیخیال شو....اون اینقدر ارزشش رو نداره که بخوای ضربه ببینی.... اون حق نداره ذهن منو به خودش مشغول کنه. حق نداره منو ناراحت یا خوشحال کنه.. اون حق نداره باعث خنده من بشه..... میدونی این آینده ی دو برابر اذیت شدن دور نیست.....همینطور که خیلی وقته دیگه هیچی دور نیست جز یک اتفاق درست و حس .... هه سبزی فروشی؟تو و همه امثال تو مثل عا و دا برین زیر گل....حرمت کلمات قرآن بود ..... به خاطر نمره حرمت اونارو زیر سوال نمی بردم. گفتم به دید دینا بهش نگاه نکنم..اگر اینجوری نگاه نکنم ذهنم مشغول میشه...اون دینا هست....خودشه....بگذار خیال کنم خودشه.. .فقط موقع برگشت دینا میشه میم اردیبهشتی... بعد اون بازم دیناست.... دینا دینا.... ازت ممنونم که اینقدر در حقم بد کردی که هر کیو بخوام فراموش کنم خیال میکنم یکی مثل تو یا خود تو هست..... بعد از یکم گریه تغییر رویه دادم مثل همیشه.یک چند مدت ادای بی رحم ها رو در میارم بعد کم کم دوباره دلم نرم میشه.... _دل مادر ش تن ندارد...

مشاهده متن کامل ...
من در این چهار سال پایانی
قراری با دل - من در این چهار سال پایانی من در این چهار سال پایانی - دینا ,وجود ,واسش
درخواست حذف اطلاعات
با نیلوفر حرف زدم....بهم گفت با میم اردیبهشتی گرم نگیر.... ی که مس ه می کنه و روحیه اش نا پایداره بعدا ممکنه اذیتت کنه.... گفتم،خودم یک چیزایی درک ...میخوام این ناراحتی نداشتن خواهر کوچیک از روی دلش برداشته بشه....در عین حال نمی خوام درگیرش بشم..... گفت نمی تونی چون درگیر میشی....یا ازش جدا شو یا میانه رو رفتار کن..... اون راست میگه...رگه هایی از جنس دینا توی میم میبینم....پر از چیزایی که داستان داره ولی واسش مهم نیست..... اهمیتی نداره که واسش مهم نیست...امروز من چند تا از محبت های خواهر ها رو نثارش .... فکر می کنم دیگه واسش کافی باشه.... باید ازش جدا بشم! وقتشه که واسه خودم مهم باشم.... میم دو روزه که واسه من مرده در حکم دینا نیست ولی عذاب آوره.... دینا یک اعجوبه بود که باعث شد روح و فکر من متلاشی بشن و دوباره ساخته بشن. میم در مقابل دینا..اثر کمتری روی من میگذاره..... من تو دوره ی دینا و ادیب مردم و دوباره به زندگیم (توی یک شرایط کاملا متفاوت )برگشتم.البته با وجود ساناز و مریم این دنیایی بود که من ازش نجات پیدا .... وقتی فهمیدم دوست های با معرفت هم وجود دارن....دوست داشتن وجود داره... + میم خیلی رو مخه اگر من دیگه با این گوجه فرنگی گندیده صحبت ن ! با اون قیافه خوشکل تو دل بروش و اون اخلاق عجیب غریبش! ی چه میفهمد که چقدر از آن ی بارانی...بدم می آید.... دوم دی...مرگی دوباره.... _ دیگه به ی گیر نمیدم تا بهم نگن لوس! دیگه صدامم تغییر نمیدم. خواستم لج کنم هم یک جور دیگه لج می کنم دیگه به هیچی اصرار نمی کنم.... به هیچی.... به درک ا یکی گفت نکن و نمی خوام دیگه کاریش ندارم....

مشاهده متن کامل ...
مرصومه!
قراری با دل - مرصومه! مرصومه! - خیلی ,شاید ,میبینه ,خودت ,زیاد ,واسه ,دیگه زیاد
درخواست حذف اطلاعات
یک سال بالایی خیلی بهم تیکه میندازه گاهی جوابش میدم گاهی هم بیخیال میشم....نمی دونم من شروع یا اون ولی میدونم من دیگه کاری بهش ندارم....خیلی رو مخه معلوم نیست از آدم خوشش میاد یا نفرت داره! من احساس می کنم از زمانی این حرف ها زیاد شد که زبان در دهان چرخید و گفت میم قیافش ناراحت و عصبانیه.... اونم گفت چیه الان میخوای بگی آدم شناسی؟! اون موقع از حرفم هدف سوء نداشتم و الانم هیچی... ترجیحا دیگه زیاد نباس باهاش همکلام بشم.نمیخوام نشون بدم که میبینمش! بدذات بودم میفهمم در این شرایطی که اگر جای اون بودم افکار خودم دستمه! اگر با افکار من باشه قسمت خبیصانه ی بیشتری داره. تصمیم دارم دیگه زیاد نخندم..مردم چشم دیدن خنده ما رو ندارن به خودشون میگیرن! نمیخوام بهش فکرکنم. امروز دو نفر حواس پرت کن کنارم نشسته بودن نسیم و آیناز...کنارم هم که باشن حواسم پرت میشه حتی اگر حرفیم نزنن...ولی امروز بر حواس پرتیم غلبه .... باز این دختره میگه خودت اینجا و دل در پیش دلبر!!! لوس اردیبهشتی( همه اردیبهشتی ها نه فقط اون و یکی دیگه!) زنگ تفکر دارین چون نمی تونین تفکر کنین چون ذهنت کند بود نمی تونستی جهشی بخونی! شاید اینا شوخی باشه و شاید اون باجنبه است و بقیه رو هم همین جوری میبینه...ولی گفتن کودن دیگه فراتر از یک شوخی ساده اس! توهین به طرف مقابله... گرچه..شاید اونی که خودشو بزرگ میبینه این حق رو تو خودش میبینه که به دیگران توهین.....ببخشید شوخی مس ه و مضحک ه.... در هر صورت...بالا ه معلوم میشه میم اردیبهشتی قصدش چیه..... امیدوارم هر چی هست خوبی و خیر باشه.... شاید خودشو خیلی صمیمی میبینه! + وقتی واسه یکی خیلی احترام قائل باشم..یکی مثل مریم....بهش میگم شما ولی واسه میم احترام زیادی قائل نبودم...امروز بلند بهش گفتم تو چندی هستی.... نباید می گفتم...گلم یکم خودتو کنترل کن! + نه که اعصابم خیلی آرومه .... از استرس و فکر همه دردی دچار شدم دیگه بخوام به تعداد آدمهایی که بهشون فکر می کنم اضافه کنم...آدم ها اصلا ارزش فکر ندارن....اینایی که یک صدم فکری که بهشون میکنی واست سودی ندارن و ضرر هم میشن.... کاش یکم آدم بودیم.. یکم.. خودتو خسته نکن....با استناد این حرف که گفت مارو با هم دشمن یعنی نیت خیری از حرفاش نداره... فقط دور شو..اگر میخوای حرفاش و رفتاراش بدتر نشه و بهت صدمه نزنه....باید دور بشی.... اگر میخوای به آدم های بی شرفی مثل ع سر و کارت نباشه درس بخون که یک آدمی بشی واسه خودت که فقط خودت و خودت باشی.... خداوندا مرا محتاج نا مردان مگردان.... الهی آمین ع همش میخواد اعصاب منو د کنه و گرنه قصد دیگه ای نداره....

مشاهده متن کامل ...
عامل این دو ماه بحث!
قراری با دل - عامل این دو ماه بحث! عامل این دو ماه بحث! - گفتم
درخواست حذف اطلاعات
با عین صحبت ...نزدیک بود گریه اش بگیره....گفتم مشکلت با من چیه؟ داد زد که مشکلم اینه که تو وقتی هستی که میزنم به سیم آ خیلی رفتارت تنده.... گفتم خب بهم حق بده دیرم میشه اعصابم د میشه...تو اعصابت د نمیشه.... گفت دیگه نه. گفتم خب دفعه دیگه بگو کی خبرت کنم که به کارات برسی منم دیرم نشه ۴۰ دقیقه خوبه؟ گفت:تمومش کن.... خواستم بگم درسته دارم زیادی تند برخورد میکنم من حساس شدم ولی تو که دیدی به چه حدی رسیدم.... نمی فهمه...نگفتم. میخوام یکم کنار بیام...مجبورم....خصلت دوتامونه که لجوج و کج دنده ایم....من باید کنارم بیام تا اونم کنار بیاد.... نه ترحمش خوشم میاد نه از مهربونیش نه از غمگین بودنش نه از عصبانیتش! شب تو تموم اون لحظه هایی که فکر می همه چی آروم و سر جاشه اون همش داشته به خودش سختی می داده که به من سختی بده و ناراحتم کنه.... واقعا که من چقدر نسبت به آدمهای اطرافم مثبت ش بودم! دقیق نمی دونم واسه چی سکوت کرد.... شاید فکر می کرد جواب مینا و اعصاب خوردیاش و اون نیش تندش خاموشیست! گرچه از من زبون تلخ تر هم زیاد هست رفتار بد تر هم زیاد هست دل شور تر هم همینطور

مشاهده متن کامل ...
کماکان احساساتی مزاحم
قراری با دل - کماکان احساساتی مزاحم کماکان احساساتی مزاحم
درخواست حذف اطلاعات
چای داغی که دلم بود به دستت دادم آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم... +دائما بدتر شود این چرخ دوران دل خوش نکن! + من یک قولی گرفتم.از یک ی که زیر قولش نمیزنه. شاید چون ایمانم نسبت بهش کم شده نمی تونم ببینم که داره به قولش عمل می کنه. کاشی از من گرم تره! خوبه اردبیل زندگی نمی کنم.

مشاهده متن کامل ...
سعدی
قراری با دل - سعدی سعدی
درخواست حذف اطلاعات
وقتی دل سو می رفت به بستان ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها ای مهر تو بردل ها وی مهر تو بر لب ها ای شور تو در سر ها وی سر تو در جان ها تا عهد تو در بستم عهد همه بش تم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها تا خار غم عشقت آویخته در دامن کوته نظری باشد رفتن به گلستان ها هر که چنین دردی از پای در اندازد باید که فرو شوید دست از همه درمان ها گر در طلبت رنجی مارا برسد شاید چون عشق حرم باشد سهل است بیابان ها هر تیر که بر کیش است چون بر دل ریش آید ما نیز یکی باشیم از جمله قربان ها گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش می گویم و بعد از من گویند به دوران ها

مشاهده متن کامل ...
خدا دور کنه همچین آدمهایی رو
قراری با دل - خدا دور کنه همچین آدمهایی رو خدا دور کنه همچین آدمهایی رو
درخواست حذف اطلاعات
همیشه کار اشتباه انجام میده... آدم رو عاصی می کنه...آدم رو به سطوح میاره... عذر خواهی نمی کنه..حتی تلاشی نمی کنه کاری که کرده رو درست کنه یا گردن بگیره... دلایل الکی میاره و اشتباهشو میندازه گردن چیزای دیگه... ای دیگه... از اینجور آدم ها خوشم نمیاد.... بده بخوای یک عمر با همچین ایی بگذرونی ..خدا بخیر بگذرونه...جدا تحمل نمی کنم ...نمی تونم... هیچی هم نگی طلبکار می شن..بگی هم تنها فایده اش اینه که میفهمن که میدونی چه گندی به بار آوردن از طلبکار بودنشون کم میشه!

مشاهده متن کامل ...
حسی که غوغا می کند
قراری با دل - حسی که غوغا می کند حسی که غوغا می کند
درخواست حذف اطلاعات
سخت است چیزی را بخواهی و بدستش نیاوری..... + من ایی که دوست دارم رو زجر میدم. کاش میدونستم چقدر دیگه زنده ام. به قول مریم تو اینارو مینویسی جهانی میشه ولی نمی دی من بخونمشون. حتی به خاطرش گریه کرد! وقتی نیست سراغش رو زیاد نمی گیرم ولی وقتی هست دوست ندارم بره. دبیرادبیاتمون به متن احساسی غمگین نمره کامل نمیده. نمی تونم شادبنویسم.نهایتا آ ش مینویسم این پایان کار نیست امید هست! خیلی ضایع است. بلاتکلیفی بده. از آینده بی خبر بودن واسه الانم خوب نیست. نکته مثبت اینه که امروز با غر و لند روزمو شروع ن . سعی یکم بیشتر از قبلم صبور بودن رو تمرین کنم. سعی خوب باشم. واقع بین باشم.

مشاهده متن کامل ...
آیناز
قراری با دل - آیناز آیناز - گفتم ,آیناز ,واسه ,مریم ,چیزی ,نداره ,واسه همین
درخواست حذف اطلاعات
سرم درد می کنه نه حوصله حبیب خدارو دارم نه حوصله خودمو! سرجمع یک اعص رو جمع کرده بودم واسه رسیدن به کارام. زشته که نرم پیش مهمون! امروز که آیناز رو دیدم خیلی آروم بود و واسه همین خیلیم معصوم و مظلوم نشون میداد..بهم میگفت مینا من با اینهمه گناه باید تمام عمرم اون دنیا تو برزخ و جهنم باشم؟ جواب من لبخند بود،نخواستم بگم تو که میگفتی به خدا و دورزخ و فلان و بهمان اعتقاد نداری و واست ارزشی نداره.نگفتم چون نمی خواستم اگر طبعی درش به وجود اومده خاموش بشه...فقط گوشه ی مانتوش رو کشیدم پایین و به چشم های سبزش که حالا فکر می کنم خیلی رنگش خوش رنگ تر از سالهای پیشه نگاه و گفتم خوبی؟ یک نیمچه لبخندی زد و همونطوری که روی صندلی دراز کشیده بود گفت :نه خوب نیستم! راست می گفت سر کلاس حالش بد شد،صبح نیومد بیرون.وقتی برگشتیم دیدم گلوله شده روی صندلی مدرسه و دستاش رو گذاشته زیر سرش و چشماش رو بسته.دوستداشتم اون لحظه یک دوربین داشتم ازش ع می گرفتم،خدا اینهمه زیبایی رو از کجا میاره و بعدم چجوری با سخاوت به بنده هاش میده! د هم در نگاه اول خوشکل بود ولی وقتی رفتارش رو دیدم دیگه قیافش جذ تی واسم نداره! تو وجود آیناز یک چیزی هست که من دوستش دارم،یک چیزی که نمیگذاره قاطی بقیه اوباش و شر و شیطونامون حسابش کنم! رفتم کنارش و سوالمو دوباره پرسیدم.آیناز خوبی؟باز گفت نه.با احتیاط دست کشیدم رو موها و صورتش و گفتم اگر بدش اومد سریع دستم رو بکشم ولی چیزی نگفت و بهش گفتم کاری هست بتونم انجام بدم برات؟ نگفت نه ولی گفت ویروس گرفتم نزدیکم نشو تو ام میگیری . گفتم عیب نداره.خیلی وقت بود میخواستم به یک بهونه ای بکشونمش و باهاش صحبت کنم.گفتم:راستی شعر جدید نوشتم ها... گفت: بابای منم شعر میگه. خندیدم گفتم آره یکبار گفتی. گفت الان شعرکجاست؟ واسم بخونش گفتم فعلا که خونست واسه فردا میارمش ( ان شا الله)شما سومی نفری هستی که واسش می خوام بخونم. گفت اون دو نفر دیگه کی بودن؟ گفتم:مریم و مریم رو میشناسه دیدتش. مثل همیشه کیفش و دل و روده وسایلاش رو زمین پخش بود. گفتم برم برات جمعشون کنم؟ گفت نه دستش نزن جا ندارم بگذارمش کنارم. زنگ که خورد واسش جمعشون . خواست بلند بشه سرش گیج می رفت. حدیث و شادی بودن که کمکش کنن واسه همین فقط کیفش رو دادم دستش و رفتم. هر ی خودش رو بیشتر از هر ی دیگه مراقبه. اینو نباید یادم بره. آیناز قبلا تپل مپل تر بود این تابستون وزن کم کرد و جوشای صوتشم خوب شده. امروز کلا یک آیناز دیگه بود. آروم بود .فرشته که سر به سرش می گذاشت هیچی نمی گفت. چقدر امروزمظلوم جلوه می کرد. _______ یک نمونه از عشق صدای لیلا خانمه وقتی که داره درس میده. من عاشق لبخند هاشم.عاشق افکارش و به مریم حق میدم که میگفت انرژی اون سالهامو از لیلا می گرفتم. ______

مشاهده متن کامل ...
چشم ها را باید شست
قراری با دل - چشم ها را باید شست چشم ها را باید شست
درخواست حذف اطلاعات
خستگی ام را پای احساسی بگذار که باخت. پای راهی که طی نشد و نتیجه دور شدن راه تا بی نهایت شد. بگذار پای احساسی که رسوب شد. دریایی که نا باورانه خا تر شعله های نا مهربان زمان شد. ی نمی پرسد او چه شد، ی که در خیال خواب آور خود ماند و وقتی بهوش آمد .... پائین دره ی است همانی که پر کشید اما پروانه نشد.

مشاهده متن کامل ...
به خاطر یک نبات
قراری با دل - به خاطر یک نبات به خاطر یک نبات - حالم ,کلاس ,کرده ,خودش , اب ,بیرون ,رفتم بیرون
درخواست حذف اطلاعات
از درد به خودم میپیچیدم همه دوستامم حالم رو میدونستند خیر سرشون! البته ازاونا انتظاری نمی ره با این حال زحمت یک چایی به گردن محدثه افتاد... وقتی حس حالم بد شد و اجازه گرفتم رفتم بیرون یادم افتاد به روزی که با گریه از کلاس رفتم بیرون و بعد که برگشتم دیدم دبیر در غیاب من داره میگه حتما یک چیزی رو گوشیش از یک ی خونده! منکه دیدم از این دخترا که اب هستند! چقدر ناراحت شدم....چقدر.... همونطور که داشتم فکر می یعنی الان این معلمه پشت سر من چی میگه یک خانمی که داشت وضو می گرفت گفت:اینقدر تو فکر نباش یا خودش میاد،یا نامه اش،یا خبر مرگش! یک لبخند زدم گفتم حالم خوب نیست. گفت: زیاد غصه نخور همون ی که مارو آورده این دنیا حواسش بهمون هست و خودش کار ها رو درست می کنه....حالا انگار من که اینهمه غصه خوردم چی شد....دنیا پیرت میکنه دختر تو از همین الان پیر نشو!!!!نگاه زمونه من رو پیر کرده..... ۱۵ دقیقه تا اتمام کلاس نمونده بود...نرفتم داخل چون نمی خواستم دوباره حالم بد بشه و وقت کلاس رو هم بگیرم! وقتی وارد کلاس شدم که دیگه مطمئن بودم میتونم این مدت رو دوام بیارم...اون زن رفت و منم جزوه ی نیم ساعته بیرون بودنم رو نوشتم. هر سال دارم پیشرفت بسزایی می کنم.... سرکلاس.چنان عرق سردی کرده بودم که وصف حالم رو فقط خودش می دونه! چنان حالی داشتم که با همه اون درد دوستداشتم بخوابم. ی چه میدونه..هر چی میگفتم حالم خوب نیست ی باورش نمی شد....وقتی با اون حال دیدنم تازه فهمیدن منظورم از حال اب چی هست....... + بین موندن و نموندن سهم آدما زمین شد...ما اسیر انتخ م....خودمون خواستیم و می شد... + اگر بگم پاشو بیا شاید یکم خوشحال بشه اما اگر اونی که میخواد نشه حالش از الانم اب تر میشه...نه نمی تونم بیشتر از این عذابش بدم....عذاب ببینم... + دیوونه اگر اینجوری باشی هم خودت رو اذیت کردی هم اونو....تو میخوای از چی بگی؟بس کن...اون کشید کنار کاری که تو میخواستی انجام بدی...خداحافظی کرد کاری که تو میخواستی ی.... کارت رو راحت کرده...کافیه فقط بری....مینا با توام ها.؟میشنوی؟(نمی تونم...نمیشه)

مشاهده متن کامل ...
یک خ هست که اگر بشناسیش...
قراری با دل - یک خ هست که اگر بشناسیش... یک خ هست که اگر بشناسیش... - عادت ,باید عادت
درخواست حذف اطلاعات
یک خ هست که اگر بشناسیش عاشقش میشی! + دختر تو نمردی؟چرا اینقدر دستات یخ کرده!.....چی بگم...چون سرخورده شدم...باید تلاش کنم که اینجوری نشه! من بدبخت ترین آدم دنیا نیستم....خیلی نعمت هارو دارم....خدایا شکرت فاطمه غرار...یک اعجوبه ی ستودنیه! یک دختر رو دیدم که دندوناش ارتودنسی بود و درست نمی تونست صحبت کنه و اصلا یک وضعی بود...شکر خدا اعتماد به نفسش خوب بود...ولی راستش قیافه اش رو که می دیدم یاد علی میوفتادم! دختره دور سرش سیم و ...اصلا وضع بدی بود نمی تونست لباش رو روی هم بگذاره. اونم باید از این ها میزد ولی چون بدش میومد نزد و هیچوقت هم حرفی ازش نشد...دقیقا یادم نیست دندوناش و فکش چجوری بود....الان بزرگ شده و من صدای کوچیکیش تو ذهنمه که میگفت مینا! وایسا می خوام ببینم این پسره که خواهرش میگه درس نمی خونه رتبه ۲۰۰ میشه یا بالا تر از اون شاید دو رقمی! هه علی درس نخونه...تو کتم نمیره! + گربه داره سبزی میخوره!گربه ها گیاه خوار شدن و نمی دونستم!ولی چیزی نمیدم بخوره باید عادت کنه شاید من نباشم بهش چیزی بدم اونوقت از گشنگی میمیره چون به خوردن سبزی و نون و .....عادت نکرده! باید عادت کنه.... مادر گربه کوچیکا بالا ایستاده هوای بچش!اونم میخواد روی پاهای خودش بایسته! خدا هم گاهی سخت میگیره واسه همین چیز ها....

مشاهده متن کامل ...
من از آن روز
قراری با دل - من از آن روز من از آن روز
درخواست حذف اطلاعات
من از آن روز که در بند تو ام آزادم من و یک پاکت سیگار خیالی زیر سقف زیر زمین نم داده و هوای ابری .... اوج تنفس روح.... هم اندازه سقف آسمان رویا درون سر پرورش میدهم..... تکیه گاهی که ستون نداشته باشد سقفش تو را ویران خواهد کرد! چه غریب م ای دل،نه غمی نه غمگساری نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر به این گرانی نتوان کشید باری

مشاهده متن کامل ...
به خاطر یک نبات
قراری با دل - به خاطر یک نبات به خاطر یک نبات - حالم ,کلاس ,خودش ,بیرون ,رفتم بیرون
درخواست حذف اطلاعات
از درد به خودم میپیچیدم همه دوستامم حالم رو میدونستند خیر سرشون! البته ازاونا انتظاری نمی ره با این حال زحمت یک چایی به گردن محدثه افتاد... وقتی حس حالم بد شد و اجازه گرفتم رفتم بیرون یادم افتاد به روزی که با گریه از کلاس رفتم بیرون و بعد که برگشتم دیدم دبیر در غیاب من داره میگه حتما یک چیزی رو گوشیش از یک ی خونده! منکه دیدم از این دخترا که اب هستند! چقدر ناراحت شدم....چقدر.... همونطور که داشتم فکر می یعنی الان این معلمه پشت سر من چی میگه یک خانمی که داشت وضو می گرفت گفت:اینقدر تو فکر نباش یا خودش میاد،یا نامه اش،یا خبر مرگش! یک لبخند زدم گفتم حالم خوب نیست. گفت: زیاد غصه نخور همون ی که مارو آورده این دنیا حواسش بهمون هست و خودش کار ها رو درست می کنه....حالا انگار من که اینهمه غصه خوردم چی شد....دنیا پیرت میکنه دختر تو از همین الان پیر نشو!!!!نگاه زمونه من رو پیر کرده..... ۱۵ دقیقه تا اتمام کلاس نمونده بود...نرفتم داخل چون نمی خواستم دوباره حالم بد بشه و وقت کلاس رو هم بگیرم! وقتی وارد کلاس شدم که دیگه مطمئن بودم میتونم این مدت رو دوام بیارم...اون زن رفت و منم جزوه ی نیم ساعته بیرون بودنم رو نوشتم. هر سال دارم پیشرفت بسزایی می کنم.... سرکلاس.چنان عرق سردی کرده بودم که وصف حالم رو فقط خودش می دونه! چنان حالی داشتم که با همه اون درد دوستداشتم بخوابم. ی چه میدونه..هر چی میگفتم حالم خوب نیست ی باورش نمی شد....وقتی با اون حال دیدنم تازه فهمیدن منظورم از حال اب چی هست....... + بین موندن و نموندت سهم آدما زمین شد...ما اسیر انتخ م....خودمون خواستیم و می شد...

مشاهده متن کامل ...
این نیز بگذرد
قراری با دل - این نیز بگذرد این نیز بگذرد - حجاب داشت ,آیناز حجاب
درخواست حذف اطلاعات
به محدثه میگم:محدثه خدا کنه من بمیرم حالم بده! میگهم:میناااااااااااا + امروز آیناز حجاب داشت......... آیناز......حجاب داشت..... ازش یک چیزی گرفتم گفت اینا که اصلا قابل خواهر مینا رو نداره؟در حدی نیست که قابل شما رو داشته باشه؟ .....نمی دونم یک چیزی تو این مایه ها! + از هر لحاظی که فکر می کنم حالم خوش نیست!!!!! هعی این نیز بگذرد ....و لا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما....(انسا۲۹) .....و خودتان را نکشید قطعا خدا با شما مهربان است...

مشاهده متن کامل ...
طنز نوشت!عبرت نوشت!درد نوشت.....
قراری با دل - طنز نوشت!عبرت نوشت!درد نوشت..... طنز نوشت!عبرت نوشت!درد نوشت..... - نوشت ,خیلی ,تکیه
درخواست حذف اطلاعات
امروز که منتظر بودم بیان دلم درد می کرد.... میخواستم تکیه بدم به دیوار بشه تکیه گاه ولی اینکارو ن به ۳ علت... ۱-لباسم نو بود میفهمی؟نو بود ۲-خیلی بهم میاد میخوام خیلی واسم بمونه. ۳-تو زمستون خیلی بهش احتیاج دارم چون در عین سبکی گرمه. خلاصه که ما تکیه امون رو به دیوار ندادیم..... خلاصه واسه اینکه بعضی چیز هارو داشته باشی (یا بیشتر داشته نگهش داری)باید رو پای خودت بایستی حتی اگر مجبور باشی درد رو تحمل کنی....

مشاهده متن کامل ...
ف مثل.....
قراری با دل - ف مثل..... ف مثل..... - میگه ,خوبی ,میخواد
درخواست حذف اطلاعات
تبل زدن توی محرم....زنجیر زدن! کاش منم میتونستم خوب باشم.... امروز خیلی سعی نخندم ولی جو کلاسمون جوریه که مزه هایی میپردنن که آدم خنده اش میگیره.... دلم واسه درخت نارنجمون نگرانه!دلم میخواد خشک نشه و سبز بمونه..... از همین الان تصمیم دارم شلمچه نرم! تجربه خوبی میشه ولی متاسفانه برنامشون خوب نیست و... کاش بگذارن یک روزی که منم بتونم برم...کاش پروژه ساخت بزرگراهشون رو به دو سال دیگه موکول می و میگذاشتن من راحت برم و بیام.....هعی... راه رو بستن و من مثل تارزان کیف به دست از روی موانع بالا و پائین میرم! راهی خاکی و بس ناراحت کننده! وقتی بزرگراه بشه من دیگه نمی تونم به راحتی از خیابون رد بشم....به خصوص که راننده ها اعصاب ندارن!!!! الان از بلند گو مسجد داره میگه مظلوم حسین جان..... دلم میخواد برم ببینم چه خبره؟نمیشه! + ب و امشب دلگیر بود،همش فکر می کنم واسه یکی یک اتفاقی افتاده که این حس رو دارم....وقتی می پرسم خوبی مس ه اشون میاد!خوبی گفتن من واقعیه!نمی فهمن! + دلم میخواد برم قبرستون....میگه اون مرده براش فرقی نمی کنه تو بری قبرستون یا نه.....دروغ میگه....من دلم میگیره اگر بمیرم و ی نباشه که بیاد پیشم و واسم ثواب بفرسته!

مشاهده متن کامل ...
!مریم!
قراری با دل - !مریم! !مریم! - دختر ,
درخواست حذف اطلاعات
مریم اینجاست از و پسر و دختر های و درساشون و بحث هاشون میگفت! چرا دختر پسر جدا نیستن تو ؟! اینجوری که از آدم سلب آرامش میشه! وای اگر یک اشتباه کنی علاوه بر دختر ها پسرام بهت میخندن! به درک اگر یک جای خوب قبول بشم همچین اتفاقی نمی افته....ان شا الله سارا میگفت جایی هست که دختر پسراش جدا باشن.... حالا کو تا اونموقع شاید اصلا زنده نبودم تا چند سال دیگه!

مشاهده متن کامل ...
درسته بد بودم اما بازم سر به راه میشم....
قراری با دل - درسته بد بودم اما بازم سر به راه میشم.... درسته بد بودم اما بازم سر به راه میشم....
درخواست حذف اطلاعات
از اینکه قبول شدی خوشحال شدم. از اینکه نمیای ناراحت شدم. دلم واست تنگ شده بود. چرا پیشم نمیای خیلی وقته ندیدمت . مینا مهربونه.... هیچکدوم از اینا باورم نمیشه آ همشون میگم جدی میگی؟ممنون! اینارو از آدمایی شنیدم که فکرش رو نمی ! معصومه.جوان.فاطمه.محدثه.نجمه.... جدا واسشون مهم بود؟ باور نمی کنم!....

مشاهده متن کامل ...
ف مثل فاطمه.....یکی که باید بشناسمش!
قراری با دل - ف مثل فاطمه.....یکی که باید بشناسمش! ف مثل فاطمه.....یکی که باید بشناسمش! - ناراحت
درخواست حذف اطلاعات
دختر دبستانی ازم ناراحت شده خواستم دلشو بدست بیارم گفتم نبینم ناراحت باشیا فداتشم.... (دختر مردمه احترامش واجبه یک وقت دیدی با ایل و تبارش بریزن سرم! تازه وقتی گفت خیلی در حقم ظلم کردی به اندازه اولین باری که یکی بهم گفت دوستت دارم ولی نامردی کرد قلبم به درد اومد همین الان هم توی قفسه سینم احساس سنگینی می کنم!) میگه : ببخشید میگم:این چه حرفیه عزیز شبت آروم.(قبلش شب بخیر گفته بود) میگه: شب بخیر فداتشم یعنی تاثیری که بچه ها از کلمات و رفتار ها میگیرن فوق تصور تا به امروزم بوده! اونها چون دل مشغولی کمتری دارن حتی از لحن گویش آدم می تونن بفهمن طرف چقدر از دستش خوشحال ناراحت و.... است. شایدم این بچه اینجوریه چون تا جایی که یادمه این اولین سالیه که تن به گفتگو با یک بچه میدم!البته یک بچه که نه....یک ایل بچه ولی انگار فاطمه کوچولو بیشتر باهام در تعامل بوده! از تفکرات و احساسات لطیف اونها دور بودم و برای همین دل آزرده شد...منم یک زمانی دوست داشتم طرف بدون اینکه بگم بفهمه چمه و چی میخوام ولی هر چی مشغله فکریت بیشتر میشه ذهنت کمتر سمت این چیز ها میره....و مجبوری خواسته هات رو بیان کنی و پررو بشی! باید زود ببینمش و باهاش صحبت کنم و گرنه تاثیر حرفای امروزم از بین میره و این حرفا واسش عادی میشه! آه چقدر درک یک کوچیکتر از خودم برام سخته،اونم با این تفاوت سنی!حالا میتونم والدینم رو یکم درک کنم و به اونا حق بدم که چرا من رو نمی فهمیدن و نمی فهمن! باید قدرت بیان داشته باشی و گرنه مردم با توجه به گذشته و تجربیات خودشون تو رو درک می کنن و اونوقته که تو از دنیا سیر میشی و میگی هیچ من رو نمی فهمه!!!!!! چشماش به تو حساسیت داشت ولی حالا از اون همه احساس این جمله مونده..به من چه دیگه مهم نیست اون فکر کرد و بی اینجا رسید..تو بشکن و تووجودت یک سیب پیدا کن که نشه گازش زد و طعمش رو چشید....نشه بوییدش....

مشاهده متن کامل ...
سپید
قراری با دل - سپید سپید
درخواست حذف اطلاعات
نویسنده نیستیم سپید تو داستان دوست داشتنت رو نوشتی...فکر نمی کنم بتونی داستان جدیدی بنویسی.... ولی اگر بنویسی باور کن هنر واقعا بزرگی داری.....و ی که دوستش داری مرامش بالاست اما من چیزی ندارم که در وصف ی بنویسیم...برای اونایی که میشناسشمون سکوت غوغا می کنه. + آ ین روز از آ ین ماه فصل تابستون است.چهار سال بعد از نوشتن این وب و اولین اسمش.....روز های خوش تابستان..... + نمیدونی چجوری میخوای بدونش باشی بعد میگه خوبه من میرم توراحت میشی....اشتباه فکر می کنی عزیز من اشتباه + باید صبور باشم...باید تحمل کنم باید حوصله کنم. + هی فدای تو....

مشاهده متن کامل ...
خدایا بگذار همه این محبت رو بچشند....
قراری با دل - خدایا بگذار همه این محبت رو بچشند.... خدایا بگذار همه این محبت رو بچشند.... - خدایا ,محبت
درخواست حذف اطلاعات
امسال چه سالی شد..... مریم....ساناز.....سهیل ... اونا محبت خالصانه ای رو بهم تقدیم ...محبتی که تا به این سالها ندیدم.....محبتی که جدا هیچی نمی تونه از شدتش کاسته کنه....خدایا یک بنده ای هایی خلق کردی با اینهمه محبت و عشق......خودت که سر منشا این همه خوبی هستی.....تو....تو دیگه کی هستی..... خدایا حفظشون کنه اونا و ایی دیگه که مثل اونها هستند....الهی آمین

مشاهده متن کامل ...
امشب شب بدیه
قراری با دل - امشب شب بدیه امشب شب بدیه - چیزی ,خیلی ,الهی ,نداره ,نمیشه ,گریه ,باورم نمیشه
درخواست حذف اطلاعات
ساغرم ش ت ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی بر موج غم نشسته منم در زورق ش ته منم ای نا خدای عالم تا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سر نوشت عالم ..... خداوندا به فریاد دلم رس بی تویی من مانده بی همه گویند مینا نداره(طاهر) خدا یاره منه چه حاجت ..... @ علی درس نمیخونه؟علی کم کاری می کنه؟علی خسته شده؟نه بابا ما تا یادمونه اون یک پسره پاستوریزه درس خون مامانیه که لنگه نداره.پزشکی شیرازم میاره. وجدانن آدمی که توی عید دیدنی مسئله ریاضی حل کنه دیگه سوال نداره قبولیش حتمیه...یک آبجی داره به کل دنیا واسش می ارزه انقدر که با حیاس یکبار ندیدم چشم تو چشمم بندازه و ش هیچوقت دیر نمیشه...کار بیهوده نمی کنه و مطمئنم خسته نمی شه. نیازی به گفتن من نیست همه میدونن که یک آدم اهل مطالعه و کوشش هست و حتی اگر خانواده اش بگن من باورم نمیشه حتی ی اعت از وقتشو صرف تفریح ه. علی فقط حساسه که با وجود یک خواهر بزرگتر که کلی حواش رو داره حساسیتش برطرف میشه. نه اهل دختره و نه به فکر دختر....اونقدری تو درسش و خدا غرقه که براش اهمیتی نداره به چیزایی غیر از اونا فکر نمی کنه. منکه به هیچ وجه باورم نمیشه درس نخونه.گرچه درس نخوندن اونا با درس نخوندن ما فرق داره.....بعله @ امروز بد زد به حالم...مثل ابر بارون گریه ....بهش نمیگم میگذارم بره....دست تقدیر هر جا رفت مارو همونجا میکشونه.....هر جا بخواد دو نفرو از هم وا می کنه....دو نفرو با هم اخت میده....جدا می کنه....ما مثل ماهی تو دریا با موج هر جایی میریم....شاید یک وقتی یک جایی یک آشنای غریبی مثل یک غریبه نا اشنا از کنارم رد بشه.....دلم واسش تنگ میشه اگر دینا و ادیب بهم و به احساسم خنجر نمی زدن الان نمی تونستم رفتن اینهمه آدم عزیز رو یکجا با هم تحمل کنم.... مریم و سارا دو تا عزیزم که با خواهر واسم فرقی ندارن...ساناز بهترین و ارزشمند ترین دوست و یارم.....و یکی که تو غم هام شریک شد و یادم نمیره .....و ی که سالهاست جاش خالیه و ۱۸ مهر ماه سالگردشه.....و یک عزیزی که ....خدایا هیچ عزیزی رو نفرست تو غربت تنهایی دل....الهی آمین امروز عصر خیلی گریه ...نسبت به دو سال و ی ال پیش این گریه چیزی نبود ولی واسه امروز و اینروزام خیلی بود.....دوباره لرزش دستام و بدنم و سنگینی قلبم رو حس ....حس سنگینی بود یا آور روزای گذشته..... @ کتاب امیلی رو با سلام و صلوات گرفتم....اگر خانواده بفهمن شاکی میشن که چرا پولتو حروم کردی....چه کنم اینهمه سال چیزی نگرفتم ولی امسال با ید اینا دیگه چیزی توی گنجینه خونگیم نمونده....باز خدا بزرگه....میخواستم کار کنم ولی این تابستونم نشد.... گمونم باید خیلی خیلی صرفه جویی کنم و ریز ریز جمع کنم تا ببینم می تونم یک چیزی ته دل گرم کن داشته باشم یا نه..... تاسف آوره...... من چقدر دیگه باید سربار ی باشم..... خدایا دست جوونامونو بگیر...الهی هیچ سربار ی نباشه و از خودش یک در آمد رضایت بخش داشته باشه....الهی همه شاد و موفق باشند....الهی همه به دوستداشتنی هاشون برسن...

مشاهده متن کامل ...
یک آدمایی رو
قراری با دل - یک آدمایی رو یک آدمایی رو
درخواست حذف اطلاعات
من یم که وقتی میدونم خدا هست آرومم ولی وقتی احساس می کنم حواسش بهم نیست برآشفته میشم...آدم بدونه یکی حواسش بهش هست و هواشو داره قدر آسمون ها میخوادش.... اگر بدم تو طبیعتمه هر کاری کنم و می کنم بعضیا با من نمی جوشن هر چقدرم بخوام تلاش کنم یک آدم هایی رو باید کنار بگذارم. حتی اگر شب و روز بهشون فکر کنم! + کورالین یک داستان هست که الان کتابش دست منه...ولی پیشنهاد نمی کنم چون صحنه سازیش رو واقعا ضعیف دیدم....کتاب هیجانی باید هیجان داشته باشه ولی این اصلا هیجان نداره...من حتی انیمیشنش رو پیشنهاد می کنم جای کتابش ترسناک نیست ولی افکار نویسنده تازگی داره.

مشاهده متن کامل ...
دلم تنگ میشه برات
قراری با دل - دلم تنگ میشه برات دلم تنگ میشه برات - باشه ,واسه
درخواست حذف اطلاعات
با مامانش و و مریم رفتیم واسه خوابگاهش چیزایی که لازمه بگیریم.... هنوزم استرس داره...اون یک گردنبند به من ومن یک گردنبند به اون دادم که وقتی دوریم این باشه کنارمون.... موقعیت مریم تو تهران خیلی بهتر بود ولی بهم گفت تو میتونی تحمل کنی که من رو ی ال نبینی؟ گفتم من اگر بدونم تو اونجا پیشرفتت بهتره میتونم. گفت حداقل شاید هفته ای بیام اینجا..... تو دلم گفتم...شادی تو توی موفقیتت هست و من از شادیته که انرژی می گیرم و خوشحالم پس هر جا موفقیتت بیشتر باشه بیشتر شادی. + دیگه دلش واسم نمی گیره میم عزیز....منم نمی تونم باهاش باشم لااقل الان که باید واسه درسام وقت بگذارم...الان که باید ذهنم به طرف آینده و شغل باشه باید تهی از فکر اون باشه. + یک نوزاد دختر دیدم خوشکل...چشم درشت آبی و لپ دار و با یک کش دور سرش که گل داشت.....دو تا دندون خوشکلم داشت....خدا واسه خانواده اش حفظش کنه....ان شا الله به عنوان دختر خوب و پاک و موفقی بزرگ بشه. + ..مرگ یعنی احساس نبودن تو و تو و تو.......

مشاهده متن کامل ...
یعنی بازم هست؟
قراری با دل - یعنی بازم هست؟ یعنی بازم هست؟
درخواست حذف اطلاعات
و یک چیز دیگه.... یک چیزایی رو باید واسه یک چیزای دیگه یک ارزش های دیگه کنار گذاشت..به خوبی مردی قبطه می خورم که با ۷۰ الی ۸۰ سال سن هنوز یاد خانومش که فوت شده هست و روزی چند مرتبه واسش یاسین و واقعه و فاتحه میخونه و هر هفته میره سر مزارش.... ی که تا وقتی زنش فوت میشه حواسش بهش بوده و نگذاشته زخم بستر بگیره....نگذاشته یک گوشه تو تنهایی و غربت بیمارستان بمیره... هر آدمی دوست داره یک حامی داشته باشه.... هم خ هم غیر خ ..ولی من واسه ارزش های دیگه باید فکر یک چیزایی رو نکنم... + نوشته های آدم های عاشق پیشه رو دوست دارم...با خوندن متن هاشون کمتر احساس می کنم آدم ها موجودات بی احساس و فرصت طلب و بدذاتی هستند. ذات آدم های عاشق..افکارشون...رفتارشون...خیلی قشنگ تر از واقعیته که مجبور به قبول ش هستم.

مشاهده متن کامل ...
آدم ها با هم فرق دارن
قراری با دل - آدم ها با هم فرق دارن آدم ها با هم فرق دارن
درخواست حذف اطلاعات
وقتی ی مشکلی داره که تو نداری بهش سخت نگیر تو نمی تونی درکش کنی.وقتیم که تو مشکلی داشتی که حالا ی دیگه داره بازم بهش سخت نگیر....شاید اون نمی تونه مثل تو با این مشکل کنار بیاد یا تحملش کنه... بیاد داشته باش آدمها با هم فرق دارن. ______ کاش می شد آسمان را نصف کرد خوشه ای را در کنارت میل کرد کاش می شد بود حتی لحظه ای در کنارت می شوم من تحفه ای کاش می شد اسم تو باران شود من شوم دریا و باران من شود کاش می شد در کنار اسم تو یادگاری در حضور اسم من شود کاش می شد غم به یادت پر کشد نا گزیرم(در مانده ام) یاد تو خود غم شود مثنوی و غزل یکی کن جان من قطعا شاعر واقعی تویی

مشاهده متن کامل ...
منم میتونم
قراری با دل - منم میتونم منم میتونم
درخواست حذف اطلاعات
مگه نمیگی رفتن تو جبهه و جنگیدن و اسارت الکیه .... مطمئنم برم به هفته نکشیده مردم.... بهترین راه خودکشیه در حالی که ثوابم داره.....فقط دل می خواد...یک دل محکم و ارده آهنی تا پا بگذاره روی همه خط قرمز ها،احساسات و این اشکایی که فکر می کنی هر لحظه جاری میشن ولی اونقدر حیرت زده ای که ندونی چجوری گریه می کنن.....

مشاهده متن کامل ...
احساس
قراری با دل - احساس احساس - میگفت
درخواست حذف اطلاعات
خیلی از ما هنوز معنی خیلی چیز ها رو نمیدونیم. یکی میگفت بخشنده است...بخشنده ها سکوت می کنن و نمیگذارن ی متوجه بشه به کی و کجا کمک ..... یکی می گفت اهل و روزه است...غیبت می کرد....ناسزاگویی می کرد. یکی میگفت دلسوزه...سال به سال حواسش به ایی که باید باشه نبود.... یکی میگفت عاشق هست منم معنی عشق رو نمی دونم ولی مطمئنم اون عاشق نیست واقعا اینقدر از خودشون مطمئن هستند که آدم های خوبی هستند؟ اینا اصطلاحات ماست....و گرنه روی احساس که نمیشه اسم گذاشت...میشه با تمام وجود یک حس رو لمس کرد....حتی توی یک نگاه کوچک.... خدایا برای هر کی تو هر جایی که هست دعا هاش رو هر چی که به صلاحش هست اجابت کن.الهی آمین

مشاهده متن کامل ...
آخرین عناوین جستجو شده
system auto سرگذشت ی مشهری billion gaap جواب فعالیتهای در خانه تفکر سبک زندگی هفتم احتمال گرد و خاک در تهران تنگه ابوقریب یا چگونه ی در سطح حاجی کجایی که سیدت رو کشتن را با رنگ و لعاب به عنوان قناری جا بزنیم طرز تهیه شیرینی کشمشی فهرست مطالب سایت اسمکداون 13 فوریه انعکاس آیینه شماره انشا درباره ی ازتوحرکت ازخدابرکت ادبی ھفت سوال قبل از راه اندازی وبلاگ را بیان کنید پاو وینت حجاب انشا برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری ست معرفت کردگار متن سخنرانی مدیر در انتخابات انجمن اولیا مربیان انشای ذهنی در مورد شمع به نضرتان برای حفظ پاسداری از زبان ملی چه باید کرد قیمت پارچه مکرون پولی های منجیددار چیست تور لحظه آ ی مشهد هتل درویشی خلاصه کتاب روانشناسی تربیتی سانتراک case selection the open house غذاهایی که اشتهای شما رابالا میبرد ثبت نام و لیست رشته های بدون کنکور آزاد انار لباس پارچه مکرون wi fi و wireless چه تفاوت هایی دارند بیوگرافی چاقلا ایرماک در سریال غنچه های زخمی من زبان فارسی را پاس داری می کنم یادداشتهای پراکنده
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This
تمامی مطالب و اخبار سایت خلاصه به صورت اتوماتیک و در لحظه از بلاگها و وب ســــایتهای ایرانی دریافت میگردند و با درج لینک مرجع نمایش داده میشود. در صورت انتشار هر گونه محتوی خلاف قوانین ایران، مسولیت آن بر عهده منبع خبر میباشد. ثبت درخواست حذف اطلاعات با کلیک بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ امکان پذیر میباشد.
Copyright © Kholase All Rights Reserved.