خلاصه جدیدترین بهترین اطلاعات، اخبار فارسی را به صورت لحظه ای در خلاصه بخوانید


انشا درمورد گزر رودخانه نگاه کنیم و بنویسیم

مطالب مرتبط با انشا درمورد گزر رودخانه نگاه کنیم و بنویسیم از بین آخــــرین و جدیدترین مطالب، بلاگها، مقالات و اخبار فارسی جستجو شده است.
انشا درمورد کفش کلاس هفتم 95|موضوع کفش|سرگذشت یک کفش
درخواست حذف اطلاعات
انشا درمورد کفش کلاس هفتم - 1396|1397|2017|2018 2017-2018-1396-1397.blogsky.com/.../ انشا - درمورد - کفش - کلاس - ه ... translate this page انشا درمورد کفش کلاس هفتم . 5 بهمن 1395 ساعت 18:47. انشا درمورد کفش کلاس هفتم · انشا درباره درد دندان کلاس هفتم · انشا درمورد ناخن پایه هفتم · انشا درباره ی ... انشا پایه ی هفتم در مورد درد دندان - namnak.org/article/ انشا _پایه_ی_ هفتم _ در_مورد _درد_دندان translate this page انشا پایه ی هفتم در مورد درد دندان - انشا ناخن هفتم ; جستجو. انشا پایه ی هفتم در مورد .... انشا درمورد کفش کلاس هفتم | انشا درباره کفش کلاس هفتم . انشا درمورد کفش کلاس ... انشا درباره کفش کلاس هفتم www.rahekhob.ir/ch/ انشا _درباره_ کفش _ کلاس _ هفتم translate this page انشا درباره کفش کلاس هفتم . معرفی کفش آینام در فروشگاه شاندرمن · کفش ... فروش انو ...

مشاهده متن کامل ...
انشا طنز و غیر طنز کمک به همسایه ها
درخواست حذف اطلاعات
انشا طنز کمک به همسایه انشا طنز درمورد تلفن همراه انشا در مورد ایستادن توی صف انشا طنز درمورد سایه ادم انشای طنز درمورد انتقال خون داستان طنز کمک به همسایه طنز همسایه انشا طنز وغیر طنز تلفن همراه ادامه مطلب ...

مشاهده متن کامل ...
انشا در مورد صدای باران
درخواست حذف اطلاعات
انشا درمورد صدای لالایی مادر توصیف صدای باران انشا درمورد صدای وزش شدید باد انشا در مورد قار قار کلاغ صدای بارش باران انشا در مورد روز بارانی موضوع انشاء ازاد انشا درباره اهنگ سرود ملی ادامه مطلب ...

مشاهده متن کامل ...
انشا درمورد صدای باران
درخواست حذف اطلاعات
teerex.ir › سرگرمی translate this page jan 20, 2015 - انشا صدای باران انشا درباره صدای باران انشایی درمورد صدای باران انشا درباره باران انشاء درباره صدای باران مطلب ادبی در مورد باران متن در باره باران . you visited this page on 1/21/17. انشا درباره باران با مقدمه و نتیجه ، دو انشا در مورد ... - کبود kabood.com kabood.com › نوشته ها translate this page انشا درباره باران با مقدمه و نتیجه ، دو انشا در مورد توصیف باران انشا اول درباره باران ... به دنبال یک موضوعی می گشتم که انشاء خود را با آن آغاز کنم که ناگهان صدای امواج ... انشا در مورد روز بارانی+انشاء با موضع باران - دلبرانه delbaraneh.com/entertainment/essay-on-rainy-day/ translate this page انشا در مورد روز بارانی+ انشاء با موضع باران دیگر آسمان دارد تیره و خا تری می شود و ... باران همچنان می بارد و ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا علم بهتر است یا ثروت
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: علم بهتر است یا ثروت به نظر من انسان به هردو در زندگی روزمره نیاز دارن هم به علم و هم به ثروت .ما باید درس بخوانیم و تحصیل کنيم تا به ثروت برسیم یعنی وقتی ما تحصیل میکنيم و از علم زیاد بهره ببریم میتوانیم با داشتن یک شغل عالی و مناسب در آمد بسیار داشته باشیم و ثروتمند باشیم و حتی برع .وقتی ما به محل تحصیل (مدرسه یا ) میرویم باید با ثروت خود برویم و ثبت نام کنيم تا عالم شویمیا وقتی در به تحصیل می پردازیم باید به مدیر آن شهریه بدهیم پس ما برای یافتن علم به ثروت نیازمندیم و برای به دست آوردن ثرفت به علم .ما نمی توانیم بگوییم کدام یک بهتر است چون در زندگی روزمره به هردو نیاز داریم. ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع گذر زمان
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: گذر زمان مقدمه: به نام خ که بدون یاد او زندگی تاریک است و انسان بدون تکیه گاه هراسان.یکی از انعام خداوند،رودخانه است. بدنه: داشتم قدم می زدم که صدای دلنواز و آرامش بخشی به گوشم میرسید.این صدا را دنبال انگار بارقه ای از آرامش، نور پاکی در دلم رسوخ کرده بود،هر چه جلوتر رفتم صدا بلند تر می شد،و من بیشتر خوشحال میشدم .به رود خانه رسیدم ،آنقدر هیجان تمام وجودم را گرفته بود که چیزی نمانده بود به داخل آب بیو فتم .رودخانه ای از میان تمام سنگ ریزه ها و از دل سنگ های سختی و نرم بیرون می آید و جاری میشود و همچنین جز سلامتی جنگل ها و طبیعت بی مانند و بی همتا را به خود میآورد.به همراه این خبر بوی خوش گل هاو گیاهان سبز و قرمز و صورتی و....را همراه خود برای ما میاورد.دستم ر ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا دلم کودکی را می خواهد
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: دلم کودکی را می خواهد دلم کمی کودکی میخواهد...از همان روزهایی که زندگی ام رنگ دیگری داشت...روزهایی که با برف دلیلی برای خندیدن هایمان بود ....همان روزهایی که پاییز را با راه رفتن روی برگهای خشک شده و خش خش آنها میشناختیم...نه قدم زدن های تنهایی در زیر باران روزهایی که تنها اشک هایی که بر صورتم می بارید اشکی بود که در بازی زمین میخوردم و با یک بوس از جانب مادرم سر و ته آن جمع میشد...نه مثل حالا که خود آدم ها زمینت میزنند...همان کودکی که تمام آن را در فکر این بودیم که بزرگ شویم و حالا که بزرگ شدیم میگوییم ، کودکی! کودکی ! کودکی !دلم همان روزهایی را میخواهد که صدای درختان و گلها چنان زیبا بود که با صدای عشقشان فرشتگان را به کنار ما می آوردند...این روزها عجیب دلم کو ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا هدف از مدرسه آمدن
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: هدف از مدرسه آمدن هدفم از مدرسه آمدن اگر کلی بخواهم توضیح دهم هدفم تبدیل زندگی فعلی به زندگی که بتوانم و شجاعتش را داشته باشم که انتخاب کنم ودنبال علایقم بروم زندگی ای که شبیه رویاهای کودکی ام باشد البته بعضی روز ها هم هست که به مدرسه می ایم اما نه برای درس خواندن و نه برای حرف زدن و دیدن دوستانم شاید بخاطر اینکه می خواهم از یک سری ادم ها و از یک سری اتفاق ها دور شوم و جایی هم برای رفتن ندارم جز مدرسه ...گاهی وقتا هم هست که خودم را مسیر م و آرزو های رنگینم را میان یک دنیا تاریکی گم میکنم و دنبالشان در مدرسه میگردم ...اما بعضی وقتا هم هست که این سوال را از خودم میپرسم اما جو ندارم که به خودم بدهم ... ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا صدای وزش شدید باد
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: صدای وزش شدید باد سردش بود،خودش رابه درودیوار میکوبید...گوشه های پ وی بلندش را می شد حس کرد که چه وحشیانه به گوش درختان حیاط سیلی میکوبد و گوشواره های سرخ و زردشان را تکان میداد و می انداخت...[enshay.blog.ir]دلهره نمناکی روی باغ نشسته بود...رد گام های بی اعتنا و بی تاب باد،درآ ین ی آذر...تب این زمستان ،نیامده ریشه های این عصر را لرزانده بود...او نیز...هنوز سردش بود و خودش را به درو دیوار میکوبید...نه من به خاطر می آورم که آن شب چه به سرزمین آمد و نه زمین،که چه به سرآسمان...بی ت بود یادلتنگی؟!!!!نمیدانم...فقط صبح،می شد اشک چشم های ابر را روی شانه درختان سیلی خورده دید...پشیمانی بود یا....؟!!!!هرچه بود،نه خشونت این باد ماند و نه رد سیلی ها...نه حتی گوشواره ای که روی زمین پرت شد ...

مشاهده متن کامل ...
انشا طنز و غیر طنز درد دل یک موش آزمایشگاهی
درخواست حذف اطلاعات
انشا طنز درباره تلفن همراه درد دل موش ازمایشگاهی طنز انشا ایستادن توی صف انشا در مورد ماهی در حوض قالی انشا درباره انتقال خون انشا طنز ربات پیشخدمت انشا ماهی در حوض قالی انشا درباره سایه ادم ادامه مطلب ...

مشاهده متن کامل ...
انشا در مورد سرگذشت یک رود96| 5 انشا در مورد سرگذشت یک رود بارش فکری اگر نویسی
درخواست حذف اطلاعات
درباره سرگذشت یک رود انشا بنویسید ،ودر آن از زبان رود ،مسئله . … ۵ روز پیش – انشا ء درباره ی سرگذشت یک رود و از زبان رودمسعله آلودگی رود و راه .در کشور ما از راه بند پایان منتقل میشود در فارسی به ان کرم ... نوشتاری یک موضوع را انتخاب کنید و در مورد ان در دفتر انشا انشا بنویسیدو یک ... دقت در اجزا و کلیت . - درباره سرگذشت یک رود انشا بنویسید ،ودر آن از زبان رود ،مسئله . ... درباره ی سرگذشت یک رود انشا بنویسید و در آن از زبان رود مسئله ی آلودگی آب و راه ...از صفحه ی بیست مهارت های نوشتاری یک موضوع را انتخاب کنید و در مورد ان در دفتر انشا انشا بنویسیدو یک کلمه در ذهن خود انتخاب ... - انشا درمورد سر گذشت یک رود الوده ...=انشا+سرگذشت+یک+رود+و+آلودگی+آب. انشا سرگذشت یک رود و آلودگی آب ... ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع عینک
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: عینک زیبایی دیدن را با کدر بودن عینک تلخ نکنيم.چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید.برخی از افراد عینک می زنند تا ی از چشمان ناپاک که آنان باخبر نشوداین افراد همان انی هستند که جلوی آدم تعریف می کنند و پشت سر آدم غیبت.افرادی نیز هستند که چشمان زیبا و پاک دارند ولی عادت به شستن عینک های خود ندارند.این افراد توسط گروه اول مردم عینک هایشان کثیف شده ولی آنان این کثیفی را پاک نمی کنند و در دام می افتند.یک نمونه دیگر از افراد شیشه عینک شان ش ته و معلوم شده است که چه آدم هایی اند البته در ایران تا بیاید بفهمید این افراد کدامند کار از کار گذشته و اینها رای های شان را آوردند.تابه حال احتمالا با انی برخورد داشته اید که همیشه مشکوک اند.این افراد آنقدر عینک بدبینی م ...

مشاهده متن کامل ...
انشا در مورد ضرب المثل کلاغ می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: در مورد ضرب المثل کلاغ می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد کلاغ چندروزی بودعاشق کبک قهوه ای رنگ شده بودومی خواست با او ازدواج کند. بنابراین باپدرش به خواستگاری خانم کبک رفت. خانم کبک که خواستگارهای زیادی داشت ازجغدو پرستو و فاخته برایش غیرباوربود که کلاغی به خوداجازه دهد که ازاو خواستگاری کند،بنابراین خانم کبک تصمیم گرفت که به کلاغ بگویداگرتوانست راه رفتن خودرادرست کندوکبک هاراه بروداوباکلاغ ازدواج می کند. کلاغ به لانه یشان برگشت هرروزصبح به کبک ها نگاه می کردوسعی می کردکه مثل آنهاراه برودهمه می گفتند:اودیوانه شده وبه اجدادکلاغ برخورده بود که می خواست یکی ازآنهاراه رفتن خود را فراموش کند و از روی کبک ها تقلید کند ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا درد مزمن
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: درد مزمن ساعت ک جلو میرود شب ک میشود، از دوازده ک میگذردقلب تند میزند، نفس ها عمیق میشوند، فکر ها طولانی میشوند، انگار ک تمام تنت پک و پک هوای پر سرب است ک میکشد درون خودش.اصلا چه ی با شب و واژه ی تاریکی مشکلی پیدا کرده ک هرشب شده عذابِ ما؟ ی ناراحتش کرده شب را؟ ماه چرا دلگیر میتابت امشبی ک باید خوب باشم، باید پای قول هایم قاطع بایستم.[enshay.blog.ir]با همه ی این تفاسیرغمگین ک شدی، ناراحت ک شدی، خاطره ها ک یادت امد،.. من همان جای همیشگیِ پر از استرس ،به کتاب ها زل زده ام و هوای پُرِ سرب را پک میزنم... نوشته: مهتاب محمدی، پایه نهم ، دبیرستان دانشفر ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع سنگ صبور
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: سنگ صبور خود را در آغوش گرمت می فشارم و جهان کوچکم را در میان بازوانت جای می دهم و امیدی به زندگی پیدا میکنم و غم های جهان را مانند فردی که آ ایمر دارد فراموش میکنم. زندگی را با تو میخواهم همانطور که تو را سفت در بغل خود جای داده ام. با ص آرام نام مقدست را بر زبان می آورم به طوری که لاله های گوشت به وجد می آید. صورتم را در گردنت میگذارم و لب هایم را به گوشت نزدیک میکنم. ولی ولی سکوت اختیار میکنم دلم پر از غم و اندوه است نمی دانم چه بگویم. خیلی حرف های ناگفته دارم ولی نمی دانم چه بگویم بغض بزرگی راه گلویم را تنگ کرده بود. ای اشک بر روی چشمانم پدیدار شد.و سیل اشک روی گونه هایم جاری شد و اشک هایم بی صدا روی پیراهنت،که بوی عطر مورد علاقه ی من را می دهد که ریه هایم ر ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع سکوت
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: سکوت شاید از خود بپرسید سکوت چیست؟اصلا ما انسان ها در چه مواقعی وچرا سکوت میکنيم.سکوت پر از آرامش است،سکوت مسکنی برای قلب هاست ،فرصتی برای دوباره شیدن،خیلی از حرف ها در سکوت خلاصه میشود. شاید شنیده باشید که میگوید ،سکوتِ پر از فریاد،وبگوییدیعنی چه سکوت است دیگرفریادش چیست،بعضی از انسان هاطوری رفتارو برخورد میکنندکه ادم میشکند،ش تنی پر فریاد اما این ش تن را در سکوت خود غرق میکنند.انسان هاظلم میکنند،بی عد ی میکنند،دروغ میگویند،دل میشکنند،نابود میکنند،خورد میکنندغرورت را شخصیتت را وتو در برابراین همه بی لطفی سکوت می کنی، سکوتی تلخ ،تلخ تر از طعم یه قهوه تلخ در تلخ ترین روز از عمرت....صبرکن،آرام بگیر،سکوت کنکه اگرسکوت نکنی تت میکنندلبانت را میدو ...

مشاهده متن کامل ...
انشا عید نوروز 1397 |متن انشا و خاطره نویسی درباره عید نوروز 97
درخواست حذف اطلاعات
با سلام پیک نوروزی ۹۷ با نام تکلیف نوروزی و خاطرات نوروزی من مخصوص بچه های کلاس اول با فعالیت های سرگرم کننده تعدادی صفحه خاطره نویسی کوتاه که بچه ها خاطرات نوروزی رو توی چند جمله بنویسن نقاشی ، رنگ امیزی ، داستان کوتاه ، ج ، جمله نویسی تصویری و… در 19 صفحه با طراحی زیبا تمام رنگی آماده و استفاده شما می باشد پیک نوروزی سال 97 ویژه پایه اول تا ششم لیست داستان نویسی و خاطرات نوروزی1397 جهت روی موضوع آن کلیک نمایید پیک نوروزی سال 97 ویژه پایه اول تا ششم کاملترین بهارانه داستانی پیش دبستانی 97 دفتر داستان نویسی وخاطره نویسی پایه اول دبستان نوروز 1397 دفتر داستان نویسی وخاطره نویسی پایه دوم دبستان نوروز 1397 دفتر داستان نویسی وخاطره نویسی پایه سوم دبستان نوروز 1397 دفتر داست ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا آشپزخانه
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: آشپزخانه وقتی من از حال پذیرایی وارد آشپزخانه ی زیبایمان می شوم ،آشپزخانه مان را مانند رستورانی که همیشه برروی اجاق گاز آن غذاهای لذیذی وجود دارد می بینم.در سمت راست اجاق گاز ،سینک ظرفشویی است که مانند حوضچه ایی که اردک ها یعنی همان ظرف ها در آن ،شنا می کنند.بعدی در روبروی ظرفشویی قرار دارد ونام آن ک نت است ،ک نت مثل فلامینگویی بزرگ به رنگ سفید است که در درون شکم بزرگ آن وسایل های آشپز خانه مادرم جای دارد که عین گل در گلستان چیده شده است.درسمت چپ ک نت ،یک لباسشویی قرار دارد که مثل هیولایی قد کوتاه که نصف قد من است ،لباسهای مارا به همراه مواد شوینده یی که فکر میکند آب میوه است حل میکند. ولی گاه می ایستد تا استراحت کند .ودر کنار لباسشویی یخچالی است که قد ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع وقتی ی نیست
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: وقتی ی نیست وقتی باید ی باشه نیست ؛ وقتی تو تنهاییت باید کنارت باشه نیست ؛ وقیت جلو اینه وایسادی و صورتت رو میبینی و به کارات و کاراش فکر میکنی ؛ وقتی یادت میاد اونموقع که بود قدر هم دیگرو ندوستیم وقتی یادت میاد دستاش مال تو بود وقتی یادت میاد ی نفر بود که همه ت بود اما الان بی ی ؛ نه شونه ای هست که باهاش اروم بگیری نه عشق که با لبخندش دنیا با تموم تلخیش برات شیرین بشه نه ی که تا میدی چشمات بخاطر امروز بارونی میشد بارونی که بخاطر ترس از فراغ میباریداره دلم تنگ شده برای چشماش که خش الی چشمای بارونمیم بود دلم تنگ شده برای لباش که قویترین مسکن دردام بود اما رفتو برام راهی نزاشت بجز اینکه بشینمو منتظرش باشم منتظر چشماش ، منتظر دستاش که باز دستامو بگیروو بگ ...

مشاهده متن کامل ...
حکایت نگاری بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی، استخوانی یافت
درخواست حذف اطلاعات
حکایت نگاری: بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی، استخوانی یافت بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافتمتن حکایت: سگی بر لب جوی،استخوانی یافت.چندان که در دهان گرفت،ع آن در آب بدید.پنداشت که دیگری است.ب شره(طمع)دهان باز مرد تا ان را نیز از روی اب بگیرد.آنچه در دهان بود به باد داد.نگارش حکایت:.در یکی از روستاهای اطراف شهر ری ،مردمانی بی ریا و باصفا زندگی می ددخترکی در این روستا روزها ب بازیگوشی در کنار رود میپرداخترعنا سگی داشت ک بسیار باوفا بود همان گونه که برای رعنا دوستی وفا دار بود بازیگوش هم بود .روزی که رعنا حوصله ی بازی نداشت ،سگ ب تنهایی کنار جوی رفت .درحال جست و خیز بود که بوی خوشایندی به مشامش برخورد،پی بو رفت و کمی با دست هایش خاک را جا ب جا کرد تا ب تکه استخو ...

مشاهده متن کامل ...
انشا از زبان پرنده ای در قفس
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: پرنده ای در قفس میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است. هر روزم تکرار غذایم تکرار پروازم تکرار تکرار و تکرار نمی دانم چه کنم درون قفس با خود به بیرون می شم که پرنده های دیگر آزادن هرکاری بخواهند می کنند هر جایی بخواهند می روند.بعضی وقت ها فکر می کنم من چه فرقی با پرنده های دیگر دارم ای کاش می دانستم انسان ها چه لذتی می برند با زندانی پرندهانقدر این طرف و آن طرف قفس پریده ام که بال هایم درد می کند .من کیستم؟؟؟ من پرنده ای در قفس هستم.من این قفس را دوست ندارم من دوست ندارم آب و غذا حاضر برایم بیاورند نمی خواهم خانه ای آهنی و حاضر داشته باشم من می خواهم خودم خانه ام را از تکه های شاخه درخت ها بسازم می خواهم خودم غذایم را پیدا کنم و در آسمان ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع آرزو های من
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: آرزو های من شبی در عالم مستی همین قدر آرزو دارم / که مست از جای برخیزی و بنشینی به دامانم نوشتن درباره همه آرزو های من خیلی سخت است چون چیز های زیادی هستند که من می خواهم آن هارا داشته باشم اما معنی آرزو چیزی شبیه به هدف من در زندگی است .آرزو کلمه ای است که ثابت نیست و روز به روز درحال تغیر است .زمانی آرزو های من بسیار کوچک بود به طوری که می توانستم در اتاق اسباب بازی هایم جای دهم .گاهی در،زندگی ممکن است به خاطر یک آرزو از چند آرزوی دیگر بگذریم.تاالان آرزوی من پزشک شدن است و امیدوارم به هدفم برسم و برای به هدف رسیدنم مجبور شده ام از چند آرزوی دیگر خداحافظی کنم.اگر من درس هایم رابه موقع نخوانم باید آرزوی پزشک شدنم را همراه آرزو های کودکی در اتاق اسباب بازی ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا نوزاد
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: نوزاد بازهم صدای سوره یاسین که مامانم در دورانی که من درشکمش هستم می خواند ؛ می آید،مثل همیشه آرامشی در تمام وجودم منتقل کرد. آمدم کمی دستانم را باز کنم و خستگی رااز تنم بیرون کنم ولی متوجه دستی در روی شکمم شدم! آه بازهم قل دیگرم آ من ازدست تو چه کنم که جای من را تنگ کردی چه قدرهم پررو و چاق است مانند فیل و مورچه می مانیم:) . من بچه آرامی هستم ولی قل دیگرم آنقدر ورجه و وورجه کرد که مادرم دردش گرفت تمام خانه را روی سرش گذاشت ،پدرم استرس در صدایش نمایان بود ،گفت: من مانده ام این دوتا چرا انقدر شلوغ هستند خدا به دادمان برسد این 9 ماه که خیلی اذیت شدیم خدا بقیه اش را به خیر کند. بازهم من را بااون یکی جمع بستند من چه گناهی کرده ام ا به ماهم میگویند دوقلو ؟!نه هیکل ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا هر لحظه از لحظه ای
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: هر لحظه از لحظه ای هو هوی باد سخنی داشت پشت پنجره و برای گفتنش بی قراری میکرد. من بی اعتنا دانه دانه گیس های نم دارم را باز می و برایشان لالایی میخواندم .ناگه پنجره آغوش باز کرد و باد وحشیانه او را کنار زد و خواب ارام موهایم را درهم ش ت .روسری ام را سر تا امدم دم پنجره ،باد ارام گرفت .گوشا خبر باران را با خود داشت .خود را در چهارچوب رنگو و چوبی پنجره جا دادم .زانو هایم را بغل گرفتم و دشت تشنه دامانم را در اغوش باد رها .دریچه ای میان دو جهان تضاد .طرفس ذهنی مرده و خواب ،طرفی ذهنی زنده و بی قرار و طرفی من منتظر تا که اسمان قطره ای افرید و خاک را با بوسه ای زنده کرد ،قطره ای دیگر گل را بابوسه ای سیراب و قطره ای دیگر بوسه ای بر گونه ام .لحظه ای بعد ،بوسه ها ارام و ار ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع وقتی باران به صدا در می آید
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: وقتی باران به صدا در می آید ... آری شقایق های لطیف ان دشت را برای شکفتن برگزیده بودند. انگار نمی دانستند ان دشت دشت بلاست. در میان ان گل های شقایق غنچه های نازنینی بودند که برگهای لطیف شان زیاد طاقت خشکی و بی را نداشتند . ذخیره ی رو به پایان بود . شقایق های نازنین رو به پزمردگی می رفتند. خار های خسی کمر به پر پر شقایق ها بسته بودند. ای کاش تکه ابری در اسمان پدیدار می شد . ای کاش سایه می افکند . ای کاش چند قطره از ان می چکید. ای کاش... ای کاش ... اما ابری در اسمان نبود . سایه ای نبود . بارانی نبود. شقایق های نازنین دیگر طاقت نیاوردند پزمرده شدند . پر پر شدند. وحشی های بیابان طاقت دیدن زیبائی ها را نداشتند . همه را از دم تیغ گذراندند . حالا دشت پر شده بود از شقایق های پر ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا سالی که گذشت
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: سالی که گذشت سال ها پی در پی میگذرند تو خود میدانی چه کنی که هر س رنگ تازه تری به خود بگیرد. یک سال قرمز،یک سال آبی،یک سال بنفش هر س را رنگ کن اما مشکی را از رنگ هایت جدا کن؛نگذار خا تر بنشیند روی سال های رنگی ات. من در سالی که گذشت یاد گرفتم زندگی چیزی جز پوچ نیست باید شاد زیست؛باید جور دیگر به این وضعیت خا تری نگاه کرد.یاد گرفتم اعتماد نکنم حتی به هواپیمای فوق پیشرفته ای که وارداتیست،حال آدم هایی که هرروز رنگ عوض میکنند جای خود دارند. فهمیدم دریا با آن همه بزرگی اش ناتوان است در برابر شعله های آتشی که افتاده بود به جان کشتی که سانچی نامیدنش همان کشتی که در بغل دریا آرام گرفت این یعنی غمگین ترین پارادو دنیا. اولین رنگ تیره ی امسال را ز له زد بر بوم رنگارن ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا کویر زیبایی ها
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: کویر زیبایی ها ای کویر،ای طبیعت بکر و دست نخورده،ای طبیعت تنها و ، ای ابریشم سوخته طبیعت،ای صحرای بور و بردبار به گوش باش و به هوش تو ای آیینه شکیبایی خلقت ،تو گل های لطیف و نازک اندام را نمیشناسی و نمیخواهی بشناسی چه بسا آن ها را نه در حد خود میدانی! نازکی و لطافت گل با روح و طبیعت تو سازگاری ندارد. تو ترانه ی سکوت را می سرایند. سکوت و آرامش را برای انسان به ارمغان می آورد &موسم مهت ،ماه ی شوم شب را از رخسار تو برمی افکند و رویت را نورانی می کند &ستارگان با شادی و سرور وصف ناشدنی بر تو لبخند می زنند و به یمن دیدن روی زیبای تو به پای کوبی و شادمانی می پردازند &نسیم نیز به آرامی تن لطیف و روان تو را نوازش می کند و با تو نجوا میکند ^^^^^^^ن س ی م نیز به آهستگی ذرات ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا جانسوز م
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: جانسوز شبهایم میان درختان سیب فرشته ای دیدم...سجده به او ....سجده د سبزه ها ...میان دل ادم ها دلی دیدم از جنس زندگی ....سجده به او ..سجده د ادم ها ...میان این زیبایی ها زیباترینی دیدم ...سجده به او ...سجده د آسمان ها . مادرم زیباترین فرشته ی نجات زندگیم است که از او گذشت و فداکاری آموختم تا برای هر چیزی که لایقش است فداکاری کنم. [enshay.blog.ir]ای مادرم بگو چگونه ی که نخو دی و مرا در دستان پر از مهر خودت نگه داشتی . بگو چگونه شبهایی که در تب داغ می سوختم دستمال به پیشانیم گذاشتی و مرا از جهنم داغ روح خودم آزاد کردی بگو چگونه این همه رنج هایی که در این مدت برایم کشیدی را جبران نمایم تا من قد بکشم و جسور و تنومند بشوم و روی پای خودم بایستم و حال می توانم به خدایم سپاس بگویم که ...

مشاهده متن کامل ...
موضوع انشا یک دانه تا کاغذ خطی
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: یک دانه تا کاغذ خطی یک دانه یک دانه بودم که از درخت کهن افتادم روز هاماه ها یک جا مانده بودم داشتم به خود می بالیدم واز غصه دغ می درشبی مهت باد شدیدی می وزید برگ های درختان را جارو می باد که عصبانی شده من را از زمین به هوا برد ودور خود می چرخاندباد که بسیار من را از زمین بلند کرد حس می که بالای درختان سر به فلک کشیده هستم اندکی بعد من را در رودکوچکی انداخت آب رود بسیار سردبود بعد از چندین روز آب را در گوشه ای خود قرارداد من که بسیار خسته شده بودم خوابم برد وقتی بیدار شدم یک برگ سبزی در من باتنه بسیار کوچک که اندازه نخ بود در من رویده بود. چندین سال گذشته بود که من به درخت تنومند تبدیل شده بودم که موجودات کوچکی امدن که با دستگاه تیغ دار من را از زهوا به زمین ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع باز آفرینی ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر
درخواست حذف اطلاعات
موضوع: بازافرینی ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر روزی در روستایی برف خیلی خیلی خیلی زیادی امده بود برف برتن همه جا جامه سفید پوشانده بود. صبح ان روز همه مردم تصمیم گرفتند که پشت بام کوچکی که خداوند با قلم سفید انجا را رنگ کرده بود را با پاک کن(پارو) پاک کنند کار همه روستاییان به راحتی تمام شد ولی یک نفر در روستا بود که حرص و طمع زیادی به مال دنیا داشت ومانند اهن ربایی بود که بجای جذب شدن طرف ف سمت پول می رفت ان مرد پشت بامش آنقدر بزرگ بود که نمی توانست پشت بامش را پارو کنندان مرد هم که به مردم روستا بدی کرده بود و به آنها کمک نکرده بود مردم هم که می دانستند ان مرد به سراغشان می آید مردم روستا جلسه ای برگزار کرده بودند تا درسی حس به مرد بدهند جلسه تمانم شد همه مردم ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع باران، عطر عاشقی
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: باران، عطر عاشقی نیلوفر و باران در تو بود... خنجر و فریاد در من... فواره و رویا در تو بود... تالاب و سیاهی در من ...! در گذرگاه نگاهت.. سرودی دگرگونه اغاز ..... در این تاریکی شب رنگ ها ب یاد روزهای رفته ؛ب یاد روزهای ناب ک خورشیدش چ زیبا بود و آسمان شبش دریای نور.. نفس میکشم زیر باران عطر عاشقی را.. به یاد میاورم رنگین کمان عشق را ک چشمانش را ب زندگی میدوخت و در لحظه تاریک شمعی در دل کلبه ی د ده میسوخت... چشمانم را میبندم و گوش میسپارم ب کوبیده شدن قطرات سرد و بی رحمانه ی باران بر اندام شب... دراین میان گویی اسمان هم دلتنگ است زیرا ناله ای بلند کرده و ناگهان آرام میگیرد و دردل سیاهی شب پنهان میشود و ب گریه های آرام آرام خود ادامه میدهد... قدم های خود را به روی سنگ فرش ها ...

مشاهده متن کامل ...
انشا با موضوع در تنهایی خود به چه چیز هایی می شید؟
درخواست حذف اطلاعات
موضوع انشا: در تنهایی خود به چه چیز هایی می شید؟ من در تنهاییم به درخشندگی زیبایی های زندگیم می شم.به زیبایی هایی و نعمت هایی که شاید گاهی به سادگی از کنارشان عبور می کنيم.به دو فرشته بی بالی که از زمانی که چشم گشودم بالی شدند به سوی پرواز به چیزهایی که دوست دارم.[enshay.blog.ir]به بهاری که عطر شکوفه هایش و صدای گنجشک هایش به من می فهماند که درختان و طبیعت بیدار شدند و زندگی در جریان است.به تابستانی که گرمی هوایش مرا به یاد شیرمردانی می اندازد که مردانه در عرق ریزان جنوب جنگیدند تا امروز را به من هدیه بدهند.به پاییزی که صدای دشدن برگهای خشک شده زیر پاهایم به من می گوید شاید غرور طلا شدن برگها امروز آنها را به زیر پا انداخت.و زمستانی که سردی برف هایش مرا به آغوش گرم کحودکی ...

مشاهده متن کامل ...
آخرین عناوین جستجو شده
را ارهای برون رفت از بن بست انتخابات فرانسه آلاچیق جزیره بورا پولی نزی ساخته پولی نزی فرانسه بورا بورا خیره کننده ویلاهای ساحلی بورا پولی نزی بورا پولی نزی فرانسه ماه آلبوم کاغذ دیواری الیزه elise ویژگیهای حضرت ابراهیم در درس نمرود در کاخ هدیه های آسمانی سوم ابت تحقیق درباره ی ابوعلی بلعمی برای نوجوانان به زبان ساده بهبود حافظه برای رابطه بین نوع گزارش حسابرسی و نقد شوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران the cheap ghd applied the lightest زمانی درست تعطیل باشد رمضان نداشته باشد خداوند آنقدر صورتجلسه محدود مسئولیت شرکت خصوص مدیره مسئولیت محدود مجمع عمومی صورتجلسه مجمع هیئت مدیره صورت خلاصه و نقدکتاب آشنایی با فعالیتهای تربیتی و اجتماعی ورد و قابل سیمین م ی حالا برای فرشینه نمونه سوالات ضمن خدمت اخلاق حرفه ای ثبت نام و لیست رشته های بدون کنکور علمی کاربردی خلخال 6gold 1 silver medals لیست استخدام مدیر فروش مهر ماه ۹۷ اخلا ق حرفه ای حسابداران حرفه رفتار تعریف حسابداران حرفه ای آئین رفتار اخلا ق هنجاری رفتار حرفه ای قبال جامعه آئین رفتار حرفه ای ازدواج حضرت علی ع با حضرت فاطمه س مبارک سنگ آنتیک قهوه ای استفاده شده در نمای بیرونی ساختمان تفاوت تشخیص پرستاری با تشخیص پزشکی یخچال هیتاچی انتخاب سنتر جواب سوالات 10 کتاب تفکر و سبک زندگی کلاس هفتم بازی crazy cake swap v1 تحقیق صفحه ی 48 عربی جواب تحقیق صفحه 48عربی نهم آهنگ سعید شربیانی قسمت با ettore bugati فایل فلش giant gt02 mb ver1 4 gt02 mb ver1 xtool ez500 trackback
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This
تمامی مطالب و اخبار سایت خلاصه به صورت اتوماتیک و در لحظه از بلاگها و وب ســــایتهای ایرانی دریافت میگردند و با درج لینک مرجع نمایش داده میشود. در صورت انتشار هر گونه محتوی خلاف قوانین ایران، مسولیت آن بر عهده منبع خبر میباشد. ثبت درخواست حذف اطلاعات با کلیک بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ امکان پذیر میباشد.
Copyright © Kholase All Rights Reserved.